نامه ۵۳ نهج البلاغه(۳)
از امام علی علیه السلام، عنوانی مالک اشتر، حاکم جدید مصر
وَ لا تُسْرِعَنَّ اِلی بادِرَه وَجَدْتَ مِنْها مَنْدُوحَهً، وَ لا تَقُولَنَّ اِنّی مُؤَمَّرٌ
و به خشمی که راه بیرون رفتن ازآن وجود دارد شتاب مکن، و فریاد مزن که من برشما گمارده ام، فرمان
آمُرُ فَاُطاعُ، فَاِنَّ ذلِک اِدْغالٌ فِی الْقَلْبِ، وَ مَنْهَکهٌ لِلدّینِ، وَ تَقَرُّبٌ
می دهم باید اطاعت شوم؛ که این وضع موجب فساد دل، و کاهش و ضعف دین، و باعث نزدیک شدن
مِنَ الْغِیرِ. وَ اِذا اَحْدَثَ لَک ما اَنْتَ فیهِ مِنْ سُلْطانِک اُبَّهَهً اَوْ مَخیلَهً،
زوال قدرت است. هرگاه حکومت برای تو خودبزرگ بینی و کبر بهوجود آورد،
فَانْظُرْ اِلی عِظَمِ مُلْک اللّهِ فَوْقَک، وَ قُدْرَتِهِ مِنْک عَلی ما لاتَقْدِرُ عَلَیهِ
به بزرگی سلطنت خداوند که فوق توست و قدرتی که بر تو دارد و تو را بر خودت آن قدرت و توانایی
مِنْ نَفْسِک، فَاِنَّ ذلِک یطامِنُ اِلَیک مِنْ طِماحِک، وَ یکفُّ عَنْک
نیست نظر کن، که این نظر کبر و غرورت را می نشاند، و تندی و شدت را از تو
مِنْ غَرْبِک، وَ یفیءُ اِلَیک بِما عَزَبَ عَنْک مِنْ عَقْلِک. اِیاک وَ مُساماهَ
بازمی دارد، و عقلِ از دست رفته را به تو بازمی گرداند. از برابر داشتن خود
اللّهِ فی عَظَمَتِهِ وَ التَّشَبُّهَ بِهِ فی جَبَرُوتِهِ، فَاِنَّ اللّهَ یذِلُّ کلَّ جَبّار،
با عظمت حق، و از تشبّه خود با جبروت خداوند برحذر باش، که حضرت او هر گردنکشی را خوار،
وَ یهینُ کلَّ مُخْتال.
و هر متکبری را بی ارزش و پست می کند.
اَنْصِفِ اللّهَ وَ اَنْصِفِ النّاسَ مِنْ نَفْسِک، وَ مِنْ خاصَّهِ اَهْلِک،
خدا و مردم را از جانب خود و خواص از خاندانت و کسانی از رعیتت
وَ مَنْ لَک فیهِ هَوًی مِنْ رَعِیتِک، فَاِنَّک اِلاّ تَفْعَلْ تَظْلِمْ، وَ مَنْ ظَلَمَ
که به او علاقه داری انصاف ده، که اگر انصاف ندهی ستم کرده ای، و هر که به بندگان خدا
عِبادَ اللّهِ کانَ اللّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبادِهِ، وَ مَنْ خاصَمَهُ اللّهُ اَدْحَضَ
ستم کند خداوند به جای بندگان ستمدیده خصم او می باشد، و هرکه خداوند خصم او باشد عذرش را
حُجَّتَهُ، وَ کانَ لِلّهِ حَرْباً حَتّی ینْزِعَ وَ یتُوبَ. وَ لَیسَ
باطل کند، و شخص ستمکار محارب با خداست تا وقتی که از ستم دست بردارد و توبه کند. چیزی در
شَیءٌ اَدْعی اِلی تَغْییرِ نِعْمَهِ اللّهِ، وَ تَعْجیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ اِقامَه عَلی
تغییر نعمت خدا، و سرعت دادن به عقوبت او قوی تر از ستمکاری
ظُلْم، فَاِنَّ اللّهَ یسْمَعُ دَعْوَهَ الْمُضْطَهَدینَ، وَ هُوَ لِلظّالِمینَ بِالْمِرْصادِ.
نیست، که خداوند شنوای دعای ستمدیدگان، و در کمین ستمکاران است.
وَلْیکنْ اَحَبُّ الاْمُورِ اِلَیک اَوْسَطَها فِی الْحَقِّ، وَ اَعَمَّها فِی
باید محبوبترین امور نزد تو میانه ترینش در حق، و همگانی ترینش
الْعَدْلِ، وَ اَجْمَعَها لِرِضَی الرَّعِیهِ، فَاِنَّ سُخْطَ الْعامَّهِ یجْحِفُ
در عدالت، و جامع ترینش در خشنودی رعیت باشد، چرا که خشم عمومْ خشنودی
بِرِضَی الْخاصَّهِ، وَ اِنَّ سُخْطَ الْخاصَّهِ یغْتَفَرُ مَعَ رِضَی الْعامَّهِ.
خواص را بی نتیجه می کند، و خشم خواص در برابر خشنودی عموم بی اثر است.
وَ لَیسَ اَحَدٌ مِنَ الرَّعِیهِ اَثْقَلَ عَلَی الْوالی مَؤُونَهً فِی الرَّخاءِ، وَ اَقَلَّ
و به وقت آسانی و رفاه احدی از رعیّت بر والی پرخرج تر، و زمان
مَعُونَهً لَهُ فِی الْبَلاءِ، وَ اَکرَهَ لِلاْنْصافِ، وَ اَسْاَلَ بِالاْلْحافِ، وَ اَقَلَّ
مشکلات کم یاری تر، و هنگام انصاف ناخشنودتر، و در خواهش و خواسته با اصرارتر، و زمان
شُکراً عِنْدَ الاْعْطاءِ، وَ اَبْطَاَ عُذْراً عِنْدَ الْمَنْعِ، وَ اَضْعَفَ صَبْراً عِنْدَ
بخشش کم سپاس تر، و وقت منعِ از عطا دیرعذرپذیرتر، و در حوادث
مُلِمّاتِ الدَّهْرِ مِنْ اَهْلِ الخاصَّهِ. وَ اِنَّما عِمادُ الدّینِ، وَ جِماعُ
روزگار بی صبرتر از خواص نیست. همانا ستون دین، و جمعیّت
الْمُسْلِمینَ، وَ الْعُدَّهُ لِلاْعْداءِ الْعامَّهُ مِنَ الاْمَّهِ، فَلْیکنْ صَغْوُک لَهُمْ، وَ مَیلُک مَعَهُمْ.
مسلمانان، و مهیاشدگان برای جنگ با دشمن توده مردمند، پس باید توجه و میل تو به آنان باشد.
وَلْیکنْ اَبْعَدُ رَعِیتِک مِنْک، وَ اَشْنَؤُهُمْ عِنْدَک اَطْلَبَهُمْ لِمَعائِبِ
باید دورترین رعیّت تو از حریم تو، و در شدّت کینه تو نسبت به او کسی باشد که در حق مردم
النّاسِ، فَاِنَّ فِی النّاسِ عُیوباً الْوالی اَحَقُّ مَنْ سَتَرَها،
عیبجوتر است، زیرا در مردم عیوبی هست که والی در پوشاندن آن عیوب از همه کس سزاوارتر است، ادامه دارد…
به کانال ما بپیوندید و در جنگ نرم تنها نظاره گر نباشید و لطفا رسانه باشید و این پست را منتشر کنید؛
https://t.me/hosainimazari
