حجتالاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان، در آستانه سفر به کابل و در جمع اعضای ارشد این مرکز در مشهد، با مرور شروط ۹ گانهای که چهار سال پیش برای پایداری و اقتدار حاکمیت امارت اسلامی در افغانستان مطرح کرده بود، اعلام کرد که طی پنج سال گذشته پیشرفت مورد انتظار در تحقق این شروط شامل تشکیل حکومت فراگیر، تدوین قانون اساسی، تأمین حقوق مذهبی و شهروندی پیروان مذهب جعفری و تضمین آزادیهای قانونی حاصل نشده است. وی با اشاره به برخی کاستیها در حوزه آزادیهای مدنی و ضرورت رعایت کرامت و شأن شخصیتهای علمی و مذهبی، این وضعیت را موجب کاهش امید به پایداری بلندمدت حاکمیت دانست. با این حال، حسینی مزاری راهکار برون رفت از این وضعیت را جلب رضایت پیروان تمام مذاهب و اقوام، اجتناب از ایجاد فضای ناامنی روانی و تقویت «حس امنیت» در میان شهروندان، در کنار تداوم سیاست «تعامل همراه با نقد سازنده» از سوی جریانهای مستقل اجتماعی عنوان کرد.
خبرگزاری صدای افغان(آوا) [1] ـ مشهد مقدس: حجتالاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری در این نشست هدف از تشکیل جلسه را دیدار با همکاران و طرح نکاتی مهم عنوان کرد که انتظار دارد در سفرش به افغانستان، با جدیت پیگیری شوند.
محور اصلی سخنان وی در دو بخش اساسی ارائه شد: در بخش نخست، به سیاست کلان مرکز تبیان در قبال امارت اسلامی و ارزیابی عملکرد پنجساله پرداخت و در بخش دوم، خطاب به کادرها و اعضای مرکز، بر ضرورت فعالیت تشکیلاتی جدی و حضور فعال در عرصه های مختلف تأکید کرد.

دلایل تعامل اولیه با امارت اسلامی
حسینی مزاری سخنان خود را با یادآوری این نکته آغاز کرد که مرکز تبیان، نخستین تشکیلاتی بود که پس از تحولات سیاسی در کشور، بر اساس پنج دلیل مشخص که طی یک مقاله هفت قسمتی [2] در خبرگزاری آوا و سایر رسانهها منتشر شد، سیاست تعامل خود را با امارت اسلامی اعلام کرد. وی از حاضران خواست برای اطلاع دقیق از این دلایل، به متن مقاله مراجعه کنند تا مشخص شود این مرکز در طول پنج سال گذشته بر چه مبنایی در کنار ساختار حاکمیتی حضور داشته است.

بازخوانی شروط ۹گانه برای ماندگاری حاکمیت و هشدار چهار سال پیش
رئیس مرکز تبیان در ادامه، با استناد به قسمت هفتم مقاله خود که در جوزای ۱۴۰۱ شمسی منتشر شده بود، این بخش را عیناً برای حاضران بازخوانی کرد. او تأکید کرد که در آن مقطع تصریح کرده بود ظرفیتها و فرصتهای موجود برای امارت اسلامی، تنها در صورت رعایت یک سلسله شروط دیگر میتواند به نفع حاکمیت تمام شود، نه به صورت مطلق. سپس شروط ۹ گانه را به صورت فهرستوار چنین برشمرد:
۱. حکومت همهشمول: حاکمیت امارت اسلامی در صورتی قدرت ماندگاری خواهد داشت که از همه اقوام، پیروان همه مذاهب، همه زبانها و تمام مناطق افغانستان در آن حضور داشته باشند.
۲. قانون اساسی اسلامی و مترقی: افغانستان باید از یک قانون اساسی مترقی برخوردار باشد تا بر اساس آن، سیاستهای داخلی و خارجی کشور تنظیم شود.
۳. آزادی بیان، فعالیت احزاب سیاسی و حق رأی: این موضوع برای حکومتداری و ماندگاری یک حاکمیت بسیار حیاتی است.
۴. تأمین حقوق مذهبی و شهروندی شیعیان: وی در این بخش از مقاله خود، با اشاره به اینکه حکومت پیشین تحت استیلای غرب، زمینه رسمی شدن مذهب جعفری را در قانون اساسیاش لحاظ کرده بود، تأکید کرده بود که یک حاکمیت اسلامی به طریق اولیٰ، بدتر یا ضعیفتر از آن عمل نخواهد کرد.
او همچنین با اشاره به اینکه هیچگاه اظهار نظری از سوی مقامات عالی امارت اسلامی مبنی بر عدم رسمیت مذهب جعفری شنیده نشده، یادآور شده بود که علاوه بر آزادی و احترام به مراسم و آیینهای شیعی، احوال شخصیه آنان نیز مطابق فقه جعفری اعمال میشود. با این وجود، وی تأکید کرده بود که یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که پیروان مذهب جعفری با جمعیت قابل توجه خود، مردمی دیندار و میهندوست هستند و تأمین حقوق آنان باید از اولویتهای کشور باشد. او همچنین به رسمیت شناختن سایر اقلیتهای مذهبی و دینی را در برقراری صلح و ثبات مؤثر دانسته بود.
۵. گماردن عناصر متعهد و متخصص در رأس مناصب حکومتی: حسینی مزاری گفته بود افراد بیسواد، کم سواد یا بیتجربه در رأس امور، از چالشهای جدی است که نارضایتی مردم را فراهم میکند.
۶. تحقق عفو عمومی به معنای حقیقی کلمه: او هشدار داده بود که اگر عفو عمومی اعلام شود اما کسانی که مورد نظر نیستند مؤاخذه، دستگیر یا در برخی مناطق به صورت مشکوک هدف قرار گیرند، مردم احساس امنیت نخواهند کرد و بازگشت مخالفان به کشور و ماندگاری افراد در داخل با مشکل مواجه خواهد شد.
۷. فعالسازی آموزش زنان: وی در آن زمان به تعطیلی مکاتب دخترانه از صنف شش به بعد اشاره کرده و با اینکه تعطیلی دانشگاهها هنوز مطرح نبود، تأکید کرده بود که فرقی میان تحصیل در مکتب و دانشگاه نیست و در هر صورت باید زمینه آموزش برای زنان فراهم شود.
۸. در نظر گرفتن اولویتها: حسینی مزاری در آن مقاله تأکید کرده بود که مسائلی مانند امنیت، معیشت، مسکن، سیاست داخلی و خارجی اولویتهای اصلی حکومتداری هستند و پرداختن به رفتارهای شخصی مردم یا مسائل کم اهمیتتر در جایگاه اولویت قرار ندارد.
۹. و سایر شرایط: وی با اشاره به اینکه ممکن است شرایط دیگری نیز وجود داشته باشد، رعایت همان چند نکته محدود را از اهمیت فوقالعادهای برخوردار دانسته و هشدار داده بود که در غیر این صورت، مشکلات داخلی و خارجی دست به دست هم داده و روند رو به رشد حاکمیت را با اخلال جدی مواجه خواهند کرد.

موضعگیری اولیه در قبال منافع ملی و دعوت به همبستگی
حسینی مزاری در ادامه بازخوانی مقاله خود، این پاراگراف را نیز قرائت کرد که در آن تصریح کرده بود به عنوان یک شهروند شیعه افغانستانی که به ولایت فقیه معتقد است، همراه با تمام همکارانش، تأمین منافع ملی، تمامیت ارضی کشور، تعامل با امارت اسلامی و تلاش برای ساختن افغانستان آزاد، مستقل و اسلامی را بالاترین وظیفه میداند.
وی با احترام به همه بزرگان، علما، دانشمندان و متنفذین شیعه، از عموم مردم خواسته بود تمام هم و غم خود را به حل مشکلات داخلی معطوف کرده، از فرصتهای طلایی به وجود آمده کمال بهره برداری را ببرند و با تعامل جدی با امارت اسلامی و همکاری با رهبری و دستاندرکاران دلسوز آن، برای برقراری صلح، ثبات و امنیت و ساختن افغانستان مقتدر تلاش کنند و به هرگونه ندای تفرقهافکنانه و دشمنشادکن پاسخ منفی دهند.

ارزیابی عملکرد پنجساله: عبور از خوشبینی اولیه به نگرانی فزاینده
پس از بازخوانی این مقاله، حسینی مزاری وارد ارزیابی عملکرد پنجساله امارت اسلامی شد. او با اذعان به اینکه در طول این مدت، در دیدارها و ملاقاتهای خصوصی و همچنین رسانهای، معضلات و چالشهای مدیریت کشور را بازگو کردهاند، تصریح کرد که متأسفانه طی این پنج سال، در تحقق این شروط ۹ گانه پیشرفت ملموسی دیده نشده و روند امور در برخی حوزهها به جای بهبود، نگرانکننده شده است.
وی فاش کرد که در اوایل، با هر مخالفی بحث میکرد که امارت اسلامی حداقل ۲۰ سال و حداکثر ۵۰ سال ماندنی است، چون بدیلی ندارد و از یک سری شاخصهای مثبت نیز برخوردار است. اما اکنون، به دلیل عدم رعایت خواستهها و شرایط از سوی دستاندرکاران، این امید در حال کمرنگ شدن است.
.jpg)
نقد تفصیلی عملکرد در چارچوب شروط تعیینشده
حسینی مزاری سپس بهتفکیک، به نقد وضعیت موجود در هر یک از حوزههای شرطگذاریشده پرداخت:
۱. در بحث حکومت همهشمول: وی با بیان اینکه اتفاق چشمگیری در این زمینه رخ نداده، گفت: «ما دائماً تأکید میکردیم که باید شخصیتهایی از پیروان همه مذاهب، زبانها و مناطق افغانستان در ساختار قدرت حضور داشته باشند. صرف انتصاب چند تن از سایر جریانها در سمت معاونت وزارت، پاسخگوی این خواسته نیست. وقتی از همهشمولی سخن میگوییم، انتظار مشارکت جدیتر و در سطوح بالاتر از طیفهای غیرطالب وجود دارد.»
۲. در بحث قانون اساسی و آزادیهای اساسی: او با اشاره به اینکه از قانون اساسی خبری نیست، گفت: «همچنان در زمینه آزادی بیان با محدودیتهایی مواجه هستیم. فعالیت احزاب سیاسی نیز عملاً تعطیل است و این خلأها در مدیریت کلان کشور احساس میشود.»
۳. در بحث حقوق شیعیان و وضعیت جامعه شیعه: رئیس مرکز تبیان در این بخش با لحنی انتقادی گفت: «جامعه شیعه با دشواریهایی مواجه است. برخوردهایی صورت میگیرد که با شأن علما و شخصیتهای مذهبی سازگار نیست. فضایی ایجاد شده که جامعه احساس نگرانی میکند. شخصیتهای بزرگ شیعه در این پنج سال، گاهی احضار شدهاند، گاهی تذکر دریافت کردهاند و در مواردی بازداشت شدهاند. وقتی با شخصیتی همچون آقای روحانی در هرات یا آیتالله شریفی در کابل برخوردی صورت میگیرد که شأن علمی و جایگاه اجتماعی شان خدشهدار میشود، این پیام به جامعه مخابره میشود که کرامت و احترام لازم رعایت نمیشود. این رویهها با سیاست اعلامی خود امارت اسلامی مبنی بر برخورد شایسته با علما در تناقض است.»
وی در تشریح ماجرای آیتالله شریفی توضیح داد که ایشان به دلیل اجرای عقد محرمیت برای یک زوج جوان طبق فقه جعفری، از سوی یک نهاد امر به معروف احضار شده و این اقدام، واکنشهای گستردهای را در پی داشته است.
۴. در بحث برگزاری مراسم و مناسک مذهبی: حسینی مزاری با اشاره به ممانعت از برگزاری برخی مراسم، از جمله مراسم تجلیل از قائد و رهبر شهید، حضرت امام خامنهای(قدس الله نفسه الذکیه) به عنوان یک شخصیت جهانی مورد احترام در هرات و ایجاد محدودیتهای شدید در کابل برای برگزارکنندگان، این پرسش را مطرح کرد که وقتی حاکمیت به اعتقادات و بزرگان یک کتله بزرگ اجتماعی احترام نگذارد، این چه معنایی میتواند داشته باشد؟!

تأکید بر حق نقد و هشدار درباره از دست رفتن حس امنیت
رئیس مرکز تبیان با صراحت اعلام کرد که مرکز تبیان از ابتدا اعلام کرده بود تعاملش با امارت اسلامی مشروط به تحقق آن دلایل و شرایط است. وی گفت: «ما همواره حرکتهای مثبت را تعریف کردهایم و خواهیم کرد، اما این حق ماست که نسبت به کاستیهایی که در عملکرد وجود دارد، نقد و بررسی داشته باشیم. ما مخالف این ساختار نیستیم، بلکه خواهان ماندگاری آن با انجام اصلاحات هستیم. اما با وضعیت کنونی، کار دشوار میشود.»
او در ادامه خطاب به دست اندرکاران امارت اسلامی تصریح کرد: «اگر به دنبال ماندگاری هستید، باید رضایت پیروان همه مذاهب اسلامی را جلب کنید. باید از ایجاد فضایی که حس امنیت را از مردم سلب میکند، پرهیز شود. اگر حس امنیت از میان برود، امنیت فیزیکی معنا نخواهد داشت. تجربه نشان داده در جوامعی که مردم احساس امنیت ندارند، پیشرفت در هیچ عرصهای اعم از علمی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی میسر نیست و مردم یا در داخل فرسوده میشوند یا به فکر خروج از کشور میافتند.»

درسهای تاریخی برای ماندگاری
حسینی مزاری در بخش پایانی نقد خود، با ذکر یک مقایسه تاریخی، یادآور شد که حکومتهای پیشین افغانستان مانند حکومت کمونیستی با وجود کشتارهای گسترده و حکومت جمهوری با وجود برخورداری از پشتیبانی بیش از ۱۷۰ کشور، ناتو و قدرت نظامی آمریکا، نتوانستند با تکیه بر سرکوب و ایجاد ناامنی، خود را ماندگار کنند و سرانجام سقوط کردند.
وی خطاب به امارت اسلامی گفت که اگر به دنبال ماندگاری است، باید در شیوه حکمرانی و رفتار با شهروندان تغییر ایجاد کند و به افکار و آرای مردم احترام بگذارد.
او تأکید کرد که با اصل وجود نهاد امر به معروف و نهی از منکر مخالف نیست، اما عملکرد آن باید منطبق بر موازین قرآنی باشد، نه اینکه به حوزههای خصوصی و جزیی زندگی مردم ورود کند.
در نهایت، حسینی مزاری تصریح کرد که سیاست مرکز تبیان همچنان بر تعامل و ماندگاری این ساختار، اما همراه با نقد مستمر استوار است.

تبیین هویت مستقل تشکیلات و رد وابستگی
حسینی مزاری در ادامه، با شفافیت کامل به تبیین هویت مرکز تبیان پرداخت و تأکید کرد که هیچ یک از مسئولین, کادرها و اعضای این مرکز عضو امارت اسلامی نیستند و هیچ مسئولیت رسمی یا غیررسمی از سوی آنها ندارند.
وی این مرکز را «یک جریان فکری، انقلابی و ولایی مستقل» در افغانستان با مبنای فقه شیعی معرفی کرد که البته دایره فعالیتش همه مردم افغانستان از هر قوم و مذهبی را در بر میگیرد.
وی با اشاره به اتهامسازیهای گذشته مبنی بر وابستگی به ایران، به ذکر خاطرهای از یک سخنرانی خود در سال ۱۳۸۹ پرداخت و گفت: «وابستگی میان دو چیز مستقل معنا دارد که یکی به دیگری متمایل و یا متکی باشد. اما با یک ایرانی متدین و مسلمان “دوئیتی” نداریم. ما بر اساس یک فرهنگ و تفکر مشترک عمل میکنیم. ولایت فقیه جزئی از اعتقاد مذهبی ماست. من همان زمان گفتم؛ ولی فقیه ما در تهران است و من به عنوان یک پیرو این تفکر در افغانستان، هستم. این کجایش وابستگی است؟!» وی تأکید کرد که این شفاف سازی در آن مقطع، به بسیاری از تبلیغات پایان داد.

بخش دوم: فراخوان به فعالیت های تشکیلاتی جدی و کنشگری مسئولانه
بخش دوم سخنرانی رئیس مرکز تبیان، خطاب به کادرها و اعضای این مرکز بود. وی با اشاره به شرایط خطیر کشور، انفعال و بیخیالی مردم و شخصیتها را یکی از دلایل بدتر شدن اوضاع دانست و تأکید کرد که باید از یکسره سیاهنمایی پرهیز کرد.
او از همکارانش خواست که در ارزیابیها جانب انصاف را رعایت کرده و «هم قسمت پر لیوان و هم قسمت خالی لیوان را ببینند». به گفته وی، امارت اسلامی در عرصههایی چون اقتصاد و بهویژه بازسازی، کارهای خوب و قابل توجهی نیز انجام داده که باید در کنار نقدها، به آنها نیز پرداخته شود.
حسینی مزاری از همکاران خود، بهویژه اعضای مستقر در ایران، خواست که ارتباط تشکیلاتی خود را با دفتر مشهد به صورت جدی حفظ کرده، در جلسات و فعالیتها حضور فعال داشته باشند و این فعالیت را یک وظیفه شرعی و سیاسی برای تأمین آینده کشور و بهبود شرایط زندگی مردم بدانند.
وی انفعال را شایسته شرایط ندانست و خواستار خروج همه نهادها، علما، حوزههای علمیه و شوراهای علمای شیعه از حالت انفعال و ورود به صحنه کنشگری مسئولانه، هم در قبال نقاط قوت و هم در قبال نقدها و ارائه پیشنهاد به مسئولان ارشد امارت اسلامی شد.
او یکی از دلایل رسانهای شدن نقدهای این مرکز را ضرورت اطلاعیافتن همه مسئولان از وضعیت جامعه و احتمال بیاطلاعی مقامات ارشد از برخی برخوردهای عناصر پاییندست عنوان کرد.
رئیس مرکز تبیان در پایان، ضمن توصیه به مطالعه دقیق مقاله هفتقسمتی و بیانیه اخیر در محکومیت برخورد با آیتالله شریفی، از همه اعضا خواست با حضور فعال در میدان های عملی و فضای مجازی و حمایتهای مالی، تشکیلات را در پیشبرد اهدافش یاری کنند. وی تأکید کرد که هدف غایی این فعالیتها، هدایت جامعه و جوانان و ادای نقش مؤثر در سرنوشت کشور است.