- سید عیسی حسینی مزاری - https://hmazari.com -

پایداری و انسجام مردم ایران؛ الگویی کم‌سابقه از مقاومت ترکیبی

ریاست مرکز تبیان افغانستان طی یادداشتی با اشاره به پایداری و انسجام کم‌نظیر مردم ایران در حمایت از رهبری، نظام جمهوری اسلامی و تمامیت ارضی این کشور، تأکید می‌کند که این حضور در دو عرصه نظامی و اجتماعی، با پیوند میان میدان و خیابان و همراهی فعالیت‌های فرهنگی، رسانه‌ای، امنیتی و مدیریتی، به شکل‌گیری الگویی چندلایه از مقاومت ترکیبی انجامیده است؛ الگویی که علاوه بر تأثیرگذاری در داخل، بازتاب‌های منطقه‌ای و جهانی نیز داشته و می‌تواند جایگاه ایران را در معادلات قدرت تقویت کند.

حسینی مزاری در این یادداشت با تأکید بر دو ساحت اصلی تقابل نظامی و حضور اجتماعی، نشان می‌دهد که ایستادگی نیروهای ایرانی در برابر ائتلافی از قدرت‌های بزرگ، تنها متکی بر ساختارهای رسمی نبوده، بلکه از پشتوانه عمیق مردمی و روحیه ملی نیز بهره برده است. این هم‌افزایی، در کنار حضور مستمر مردم در صحنه اجتماعی طی بیش از چهل شبانه‌روز، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ انسجام ملی و ایجاد بازدارندگی ایفا کرده است.

وی همچنین به نقش برجسته فعالیت‌های فرهنگی، رسانه‌ای و امنیتی و نیز مدیریت هماهنگ دستگاه‌های اجرایی پرداخته شده است؛ عواملی که در کنار یکدیگر، ضمن انتقال پیام این حرکت به سطح جهانی و ایجاد همدلی در افکار عمومی، به حفظ ثبات داخلی و تداوم خدمات‌رسانی انجامیده و زمینه‌ساز شکل‌گیری یک الگوی مؤثر از مقاومت در ابعاد مختلف شده‌اند.

متن کامل یادداشت حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری در ادامه می‌آید:

پایداری و انسجام مردم ایران در وفاداری به رهبری، نظام جمهوری اسلامی و تمامیت سرزمینی این کشور و حمایت از آن‌ها، در این مقطع، در دو عرصه‌ی متمایز، جلوه‌ای کم‌سابقه و قابل توجه از خود نشان داد؛ به‌ گونه‌ای که می‌توان آن را از حیث گستره، تداوم و هم‌زمانی سطوح مختلف مشارکت، در زمره نمونه‌های نادر و حتی بی‌مانند در تاریخ معاصر جهان ارزیابی کرد.

نخست، حضور در عرصه تقابل نظامی؛ جایی که نیروهای ایرانی در برابر ائتلافی متشکل از قدرت‌های برخوردار از ظرفیت‌های نظامی بسیار پیشرفته، از جمله ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونیستی و با پشتوانه هم‌پیمان‌های بین‌المللی و برخی بازیگران منطقه‌ای مزدور، ایستادگی کردند. این حضور، صرفاً محدود به ساختارهای رسمی نبود، بلکه از پشتوانه مردمی و روحیه ملی نیز برخوردار بود که به آن عمق و استمرار بخشید.

دوم، حضور در عرصه اجتماعی؛ حضوری مستمر و سازمان‌یافته که نه در بازه‌ای کوتاه، بلکه در بیش از چهل شبانه‌روز و آن هم در شرایطی دشوار، همراه با تهدیدات و حملات مستمر هوایی، تداوم یافت. در این میان، پیوند میان «میدان» و «خیابان» به‌عنوان دو ساحت مکمل، نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ انسجام ملی و ایجاد قدرت بازدارندگی و حتی توان ضربه‌زنندگی ایفا کرد. در این چارچوب، نقش مداحان و فعالان آیینی نیز قابل توجه بود؛ افرادی که با بهره‌گیری از ادبیات حماسی و ایجاد فضای انگیزشی، توانستند در تقویت روحیه عمومی و جهت‌دهی به افکار عمومی جهت ایجاد این پیوند، نقشی مؤثر و فراتر از انتظار ایفا کنند.

هم‌زمان، فعالیت‌های فرهنگی، تبلیغی و رسانه‌ای، که بخش عمده‌ای از آن توسط بدنه اجتماعی و به‌ویژه نیروهای مجرب این حوزه‌ها هدایت می‌شد، نقشی کلیدی در بازتاب و انتقال پیام این حرکت ایفا کرد. این تلاش‌ها موجب شد روایت شکل‌گرفته در داخل، از مرزها عبور کرده و در سطح منطقه‌ای و جهانی بازتاب یابد. پیامد این روند، شکل‌گیری نوعی همدلی و هم‌صدایی در میان افکار عمومی جهان و حتی بازنگری در برخی رویکردهای رسمی در سطح دولت‌ها جهت حمایت از قیام ایرانیان بود؛ روندی که به‌طور طبیعی فشارهای سیاسی و روانی بر طرف‌های مقابل را افزایش داد.

در این میان، نقش نیروهای امنیتی ایران نیز واجد اهمیت ویژه‌ای بود. این نیروها، هم‌زمان با تحولات میدانی و اجتماعی، مسئولیت سنگین خنثی‌سازی تهدیدات، مدیریت مخاطرات و تأمین امنیت ملی این کشور را بر عهده داشتند. ماهیت پیچیده و چندلایه این مأموریت‌ها ایجاب می‌کرد که اقدامات به‌صورت شبانه‌روزی و با دقت بالا دنبال شود. به‌نظر می‌رسد که اگر این لایه از مدیریت و صیانت وجود نداشت، دستیابی به دستاوردهای میدان نظامی و خیابان اجتماعی با چالش‌های جدی‌تری مواجه می‌شد.

در سطح حکمرانی نیز، مجموعه دولت و مدیران اجرایی ایرانی، از رئیس‌جمهور تا سطوح مختلف مدیریتی در مرکز و ولایات/استان‌ها، تلاش کردند ضمن همراهی با شرایط خاص این کشور، روند اداره امور را با حداقل اختلال ادامه دهند. حفظ کارکردهای اجرایی، تداوم ارائه خدمات عمومی و جلوگیری از بروز اختلال گسترده در زندگی روزمره، از جمله شاخصه‌های این بخش از مدیریت بحران به‌شمار می‌رود؛ امری که در شرایط جنگی، خود نشان‌دهنده سطح بالایی از آمادگی و هماهنگی نهادی است.

در مجموع، شکل‌گیری این سازوکار چندلایه، شامل میدان نظامی، صحنه اجتماعی، حوزه فرهنگ و رسانه، عرصه امنیتی و ساختار مدیریتی، تصویری از یک الگوی مقاومت ترکیبی را ارائه می‌دهد که می‌تواند جایگاه جمهوری اسلامی را به‌عنوان یک بازیگر نوظهور در معادلات منطقه‌ای و جهانی تقویت کند. بدیهی است که تداوم این وضعیت و تبدیل آن به یک روند پایدار، می‌تواند به تثبیت این موقعیت و حتی ارتقای بیشتر از پیش آن در آینده منجر شود.

بر این اساس، نقش‌آفرینی مردم ایران در تمامی این عرصه‌ها، شایسته توجه و قدردانی و حمایت همه‌جانبه است؛ حمایتی که در صورت تداوم و تقویت، چه در سطح داخلی و چه در عرصه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، می‌تواند مسیر تحولات آتی این کشور، منطقه و جهان را نیز تحت تأثیر قرار دهد و از ایران یک قدرت برتر منطقه‌ای و حتی بین‌المللی بسازد که در کنار سایر قدرت‌های دارای حق وتو، در شورای امنیت سازمان ملل متحد حضور جدی پیدا کند.