- سید عیسی حسینی مزاری - https://hmazari.com -

مردم از ناحیه حاکمیت نگرانی ندارند/تلاش بازمانده های کمونیست ها برای فرافگنی و تطهیر خود هستند

خبرگزاری صدای افغان آوا – کابل: حجت الاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری، رییس عمومی مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) در مصاحبه با تلویزیون بین المللی سحر، ابتدا در پاسخ به اینکه چه امیدواری هایی برای تشکیل دولت همه شمول در افغانستان وجود دارد گفت: مطابق معلوماتی که من دارم، در راستای ایجاد یک حکومت همه شمول با حضور عناصر و افراد مختلف و با دیدگاه های گوناگون اسلامی و ملی در افغانستان تلاش وجود دارد، منتهی بحث همه شمول به این معنا نیست که به افراد به عنوان سهم احزاب، یا سهم اقوام، یا سهم پیروان مذاهب در قالب و چهارچوب حکومت مسئولیت داده شود، بلکه بر اساس شایسته بودن افراد از نظر فکری و دینی و همچنین تخصص های کار بردی مورد نیاز روز تصمیم گرفته و اقدام خواهد شد و قطعاً چیزی که خود شخصیت های طالب عنوان کرده و تا هنوز سعی داشته که در این مسیر گام بگذارند چنین چیزی است.
متن کامل مصاحبه آقای حسینی مزاری با تلویزیون بین المللی سحر
 سحر؛ در ارتباط با تلاش هایی که در این اواخر علمای دین داشتند، صحبت هایی که با حکومت فعلی امارت اسلامی شده در ارتباط به تشکیل حکومت همه شمول، این صحبت ها به کجا رسیده و چقدر امیدوار هستید که ما به آن چیزی که می خواهیم مانند مشارکت در نظام فعلی آینده دست یابیم؟

حسینی مزاری؛ مطابق معلوماتی که من دارم، در راستای ایجاد یک حکومت همه شمول، با حضور عناصر و افراد مختلف و با دیدگاه های گوناگون اسلامی و ملی در افغانستان تلاش وجود دارد، منتها بحث همه شمول بودن به این معنا نیست که افراد به عنوان سهم احزاب، یا سهم اقوام، یا سهم پیروان مذاهب در قالب و چهار چوب حکومت، مسئولیت داده شود، بلکه بر اساس شایسته بودن افراد از نظر فکری و دینی و همچنین تخصص های کار بردی مورد نیاز روز تصمیم گرفته خواهد شد.

سحر؛ اگر اشخاص شایسته باشند در میان اقوام ما، مطابق اصول و لایحه آنها سهمی بدست می آورند؟

حسینی مزاری؛ قطعاً چیزی که خود شخصیت های طالب عنوان کرده اند و تا هنوز سعی داشته که در این مسیر گام بگذارند همچنین چیزی بوده است.
نظربه فرصت پیش آمده، مردم افغانستان با تمام گرایشات به حکومت نزدیک شوند

سحر؛ احساس می شود که جامعه اهل تشیع می خواهد خود را نزدیکتر کند به امارت اسلامی، آیا این نزدیکی چقدر می تواند به نفع مردم باشد؟

حسینی مزاری؛ در مجموع همکاری با حکومت به نفع تمام مردم افغانستان است. چون از یک طرف ما دیدیم که طی چهل و سه سال، افغانستان درگیر بحران و جنگ بوده و همه طرفهایی که می خواستند از راه جنگ سهم داشته باشند و اقتدار داشته باشند زور خودشان را آزمایش کردند، ولی جنگ راه چاره برای مردم ما نبود، از طرف دیگر مردم افغانستان از جنگ خسته شده اند، به دنبال ثبات و صلح و آرامش هستند، بنابراین از هیچ گونه تنش و ناامنی و جنگ استقبال نمی کنند، پس در سطح  کشور این آمادگی وجود ندارد و همچنین در منطقه نیز یک چنین فضا و فرصتی دیده نمی شود و دنیا هم خیلی علاقمندی ندارد که در امور افغانستان مثل گذشته حضور جدی داشته باشند به خصوص امریکایی ها که طی بیش از بیست سال شانس خودشان را در افغانستان آزمودند و دیدند که از طریق زور، توطئه، نیرنگ و فریب نمی توانند در افغانستان حضور داشته باشند و استیلا پیدا کنند، بنابراین از یک طرف امریکایی ها اولویت های دیگری در منطقه و دنیا پیدا کرده و از طرف دیگر اگر بخواهند نیز امکان یک چنین کاری در افغانستان نیست، بنابراین وقتی یک چنین فضا و فرصتی است لازم است که مردم در مجموع با همه گرایشاتی که دارند با حکومت نزدیک شوند و این نزدیکی به نفع صلح و ثبات و اقتدار افغانستان است، به وِیژه شیعیان که در طول این مدت ثابت کردند که به دنبال تنش زایی نیستند، به دنبال نا امنی و جنگ نبودند، در حرکت های تروریستی به هیچ وجه نقش نداشتند و همواره به دنبال صلح و ثبات و آرامش بودند، لذا شرایط فعلی شرایط خیلی مثبت و آماده ای است که با آمادگی و همکاری با حکومت فعلی این روند را سرعت ببخشند.

سحر؛ قبل از اینکه امارت اسلامی در افغانستان حاکم شود یک مقدار ترس و بیم در میان مردم بود. خصوصا در حال حاضر که می بینیم بعضی پلان هایی را امارت اسلامی در دست گرفته، یک نمونه اش تلاشی خانه ها است، شما فکر می کنید که روحیه مردم چقدر پذیرایی این حکومت جدید بوده و آیا شما نگرانی در میان مردم حس نمی کنید؟

حسینی مزاری؛ قبلا از طالبان اگر نگرانی وجود داشت با توجه به رویکرد بیست سال قبل شان بود که در حکومت پنج ساله شان یک  سلسله اشتباهات جدی را در روند کار مدیریتی داشتند و مردم هم از این ناحیه آسیب دیدند، ولی در این دوره دقیقاً شما متوجه هستید که رویکرد طالبان صد در صد نسبت به گذشته متفاوت بوده است.

قرار بر این است که این جریان در افغانستان حکومت داشته باشند و قصد خدمت به مردم و ساختن افغانستان را دارند، لذا تقریباً شش ماه یا نزدیک به هفت ماه از حضور طالبان در افغانستان گذشته است که روند کارشان عملاً این دیدگاه را ثابت می کند و مردم با تمام وجود خود احساس می کنند که روند کار حکومت نسبت به گذشته تغییر داشته و به سمت مثبت روان است و به نفع مردم است و تا جاییکه من با شخصیت های حقیقی و حقوقی و توده مردم در ارتباط هستم نسبت به حاکمیت نگرانی وجود ندارد و قاطعیت حاکمیت را در برخورد با نا امنی ها، گروه های تروریستی و با عوامل بزهکاری های اجتماعی می پسندند و خوشحال هستند.

در ضمن مردم از خانه تلاشی ها هم  نگران نیستند و یک مقدار سر و صدا هایی که وجود دارد بیشتر از ناحیه افرادی هست که نسبت به این حرکت طالبان احساس نگرانی دارند و به ضرر آنها تمام می شود و الا عامه مردم که مشکلی در زندگی شان ندارند و علاقه دارند در افغانستان با صلح و صفا زندگی کنند.

مردم اکنون خیلی خوشحالتر هستند و به این نتیجه رسیدند که تلاشی خانه به خانه طالبان بیشتر در راستای تامین امنیت است، تلاش برای از بین بردن ریشه های جنگ و خشونت و حرکت های تروریستی است، تا جایی که من شاهد هستم در نحوه بازرسی خانه ها کاملاً با احترام و با عزت این کار صورت می گیرد و اکثریت مردم از این روند راضی هستند.

نقدی بر ادعای حاکمان کمونیستی  
سحر؛ بخش دیگری صحبت های من در رابطه با فیلم مستندی است که ما می خواهیم ایجاد کنیم از خاطرات جهاد در زمان حکومت های کمونیستی با وجود شوروی و حتی با مقام های سابق حکومت های پیشین هم مصاحبه هایی داشتیم  من می خواستم از نظر شما بدانم چون بعضی این شخصیت های کمونیستی برای ما گفتند که ما هم مبارزاتی داشتیم و عقیده ای داشتیم و به خاطر آن عقیده احساس می کردند که به نفع وطن است تلاش می کردند، شما این تنش ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

حسینی مزاری؛ کسانی که در آن دوره به زعم خودشان مبارزه کردند، قطعاً در مسیر منفی و خلاف مصالح امنیت ملی، منافع اسلامی و تمامیت ارضی افغانستان بوده است و هر آدمی حتا با سن و سال کم و عقل کم هم می دانست که پشت سر این مبارزه شوروی ها است و این جمعیت و این مجموعه و طیف وابسته به روس ها هستند و با حمایت روس ها در افغانستان ورود پیدا کردند و کار کردند و در حقیقت ام المصائب بیش از چهار دهه بحران افغانستان و مشکلات، حرکت اشتباه خلقی ها و پرچمی ها و دخالت بی شرمانه شوروی سابق در امور افغانستان در حمایت از خلق و برچم بود و این روند کار کمونیست ها باعث شد که یک بیستری به وجود بیاید تا مردم احساس ناراحتی و نگرانی کنند، قتل و غارتی که اینها در پیش گرفتند، دستگیری های گسترده ای که روی دست گرفتند و هزاران شخصیت نخبه ما را دستگیر و در بند کردند و فضایی را فراهم کردند تا از آن طرف غربی ها هم در عرصه افغانستان ورود پیدا کنند و با لطایف الحیل از فضای احساسات دینی و روانی مردم سوء استفاده کردند، همه این عوامل دست به دست هم دادند تا زمینه و بستر و عوامل تنش زای بحران چهل و سه ساله افغانستان را آماده کنند که ما نتایج آن بحران را تا حالا احساس می کنیم.

سحر؛ بعضی از رهبران کمونیستی از جمله شهنواز تنی ادعا می کرد که من سر سخت خواهان این بودم که شوروی از افغانستان بیرون شود و خیلی در این رابطه تنش ایجاد شد میان من و داکتر نجیب و داکتر نجیب علیه من کودتا کرد، شما آیا احساس کرده بودید که آن زمان این صحبت ها حقیقت داشته باشد و اختلافات شدید بین این دو حزب باشد؟

حسینی مزاری؛ اختلافات شدید بین این دو حزب قطعاً وجود داشت در حدی که کودتا هایی صورت گرفت. یک حزب افراد حزب دیگر را کشتند، نور محمد ترکی، حفیظ الله امین و… در همین راستا کشته شدند، مشکلاتی که علیه نجیب از درون جریان خودشان به وجود آمد، یا ببرک کارمل در اثر اختلافات خودشان بود، ولی این اختلافات به اعتقاد من بیشتر ناشی از قدرت طلبی این عناصر سبک سر و هوس ران بود که در داخل حزب به وجود می آمد و در میان خودشان کشت و کشتار راه انداختند؛ اما در حقیقت نمی شود گفت که شخصیت های خلق یا پرچم منافع ملی را احساس می کردند، اینها مسلمان که نبودند، فکر اسلامی و دینی که نداشتند، ولی منافع ملی را هم اینها پاس نداشتند و رعایت نکردند، چون از همان ابتدای شکل گیری احزاب خلق و پرچم مشخص بود که اینها به کجا وابسته هستند، از کجا آآب می خورند و از چه طریقی خوراک معنوی و مادی شان فراهم می شود، بنابر این بعد از این همه جنایت، بعد از این همه اشتباهات، حالا اگر ادعا کنند که ما چنین بودیم، این ها به نظر من فرافگنی بیش نیست و حالا سعی می کنند که از نظر تاریخی خودشان را تطهیر کنند.

سحر؛ می گویند که نجیب یک آدم سخنور بوده، در فیسبوک برخی از مردم احساساتی می شوند در ارتباط با صحبت هایی که وی داشته است، همیشه از اتحاد صحبت می کرده، همیشه از مشارکت ملی صحبت می کرده، شما چه احساس می کنید آیا واقعاً این صحبت ها کمی حقیقت داشته باشد یا در پشت پرده حرفهای دیگری وجود دارد؟

حسینی مزاری؛ در سخنرانی دکتور نجیب شکی نیست، صحبت هایش را ما هم شنیدیم و آن زمان هم در افغانستان بودیم، درعرصه جهاد بودیم و از ابتدای ترکی تا حفیظ الله امین تا کارمل و بعدش هم نجیب اما در میان همه اینها نجیب آدم توانمند معلوم می شد، ولی خوب مشخص بود که تمام صحبت های نجیب چه از بحث وحدت و هماهنگی و چیزهای دیگر خریدار نداشت.

اگرچه صحبت هایی بود که می توانست حقیقت داشته باشد و به نفع کشور باشد، صحبت هایش علیه پاکستان، علیه آمریکا، علیه امپریالیزم، اگر شما از نظر واقعی حساب کنید بلی حقیقت بود، اما متاسفانه چون دیوار از تهداب کج شروع شده بود، بنا و اعمارش خراب بود، لذا در آن زمان گفتار نجیب دیگر کار ساز اتفاق نمی افتاد و مردم به حرف نجیب گوش نمیدادند، چرا بخاطر که نجیب هم از احزاب خلق و پرچم بود، متکی به شوروی ها بود و دستش تا مرفق به خون مردم آلوده بود، چون یک زمانی ایشان در خاد افغانستان حضور داشت و آدم های زیادی را به شهادت رساند، لذا من گمان می کنم که تمام صحبت های نجیب با وصف اینکه از نظر ظاهر یا باطن می توانست حقیقت باشد ولی بیشتر در راستای فریب اذهان، در راستای فریب مجموعه ها و مردم بود و به دنبال مفاهیم حقیقی صحبت های خودش نبود.

سحر؛ مخالفین حزبی نجیب می گفتند که وی سادگی کرد و خود را به کشتن داد باید افغانستان را ترک می کرد، چرا که حکومت آن زمان طالبان تشخیص دادند که نجیب را سر به نیست کنند، نظر شما چیست؟

حسینی مزاری؛ در آن زمان اشتباهاتی از طرف طالبان اتفاق افتاد. در حقیقت یک خود سری توسط افراد و عناصر آنها صورت گرفت، من فکر می کنم سیاست اصلی طالب این نبود که نجیب کشته شود، طرح و برنامه بیشتر به این سمت و سو بود که طالبان بیایند تا اطراف کابل، ولی وارد کابل نشوند، تا اینکه ظاهرخان با آن طرح چند فقره ای صلح خود وارد افغانستان شود و لویه جرگه کذایی خودرا تشکیل دهد و حکومت تشکیل بدهد و طالبان با حضور ظاهرخان در کنار ظاهرخان باشند و حاکمیت مورد نظر شان را شکل بدهند، اما طالبان وقتی می آیند اطراف کابل مطابق برنامه از پیش تنظم شده عمل نمی کنند به همین خاطر رسانه های غربی به خصوص بی بی سی، صدای آمریکا و سایر رسانه ها را شما گوش میدادید تا قبل از سقوط کابل مجموع رسانه ها حامی طالبان بودند و بی بی سی به گونه ای گزارش تهیه می کرد که شما فکر می کردید فرماندهی جنگ در اختیارش است و از هر مسیری که بی بی سی شب گزارش تهیه می کرد و می گفت که اگر طالبان از این مسیر وارد عمل شود موفق می شود، آن مسیر چطور است این مسیر چطور است، شما بعد از گزارش بی بی سی و انعکاس اش  دقیقاً ملاحظه می کردید که همان اتفاق افتاد، تا اینکه آمدند، وقتی اینها وارد کابل شدند دقیقاً از فردای سقوط کابل ورق برگشت، تمام رسانه های غربی به شمول بی بی سی، به شمول صدای آمریکا برخلاف طالبان شدند و علیه طالبان تبلغیات را شروع کردند که برای خیلی ها عجیب بود، ولی خوب دلیلش بیشتر این بود که طالبان مطابق برنامه از پیش تنظیم شده عمل نکردند.

طالبان خواستند که مطابق نظر رهبری و مدیریت خودشان عمل کنند و ملا بورجان که رهبری جبهه نظامی طالبان را در آن زمان در اطراف کابل به عهده داشت کشته می شود، بعد بقیه نیروها وارد کابل می شوند و حتا کسانی که آمدند وارد کابل شدند و نجیب را دستگیر کردند و کشتند  خود آن ها اعتراف می کنند که ما در همان زمان با آنها مصاحبه داشتیم ارتباط داشتیم که این طرح رهبری خود طالب نبود به محض که وارد کابل می شوند نجیب را دستگیر کرده و به دارد مجازات آویزان می کنند.

سحر؛ فکر می کنید که آیا نجیب فریب کسی را خورد در افغانستان ماند و فرار نکرد یا نه همانطور که شما گفتید که احساساتی بود، یا از این ناحیه کم شانس بوده؟

حسینی مزاری؛ طرح بر این بود که انتقال قدرت صورت بگیرد خدمت شما عرض شود، در زمانی که افغانستان سقوط کرد در اختیار مجاهدین افتاد، ایشان از کابل نمی تواند خارج شود، چون بحث انتقال قدرت شکست خورد و فکر میکنم که جریان های جهادی بدون توجه به تفاهمی که با سازمان ملل داشتند و نماینده ویژه سازمان ملل در امور صلح افغانستان داشتند آن زمان کار می کرد، لذا به اعتقاد من آقای دکتور نجیب غافل گیر شد و در افغانستان ماند و اگر چه باز هم به گفته دوستان که نزدیک به احمدشاه مسعود بود، اینها هم حتا در آخرین مرحله تلاش داشتند که نجیب را بیرون کنند ولی علی الظاهر جریانی به نجیب اطمینان می دهد که مشکل خاص برای شما پیش نمی آید، لذا این در دفتر سازمان ملل می ماند و جریان قتل اش پیش می آید.

سحر؛ حدس می زنید که  آن جریان کی می تواند بوده باشد یا قاتلش کی باشد؟
حسینی مزاری؛ اطلاعات دقیق و جدی در این زمینه ندارم که کدام جریان، ولی به هر حال جریانی در داخلی افغانستان بوده که به نجیب اطمینان داده که به شما کدام مشکل پیش نمی آید و ایشان فکر می کرده تضمینات وجود دارد مبنی بر سلامت ایشان بعد خارج شدنش از افغانستان به سمت خارج.

سحر؛ تشکر لطف دارید بسیار مفید بود.