بیعت با آیت‌الله خامنه‌ای، بیعت با یک رهبر الهی است/ غفلت از ولایت فقیه، عامل بحران‌های جهان اسلام

  • 1 آوریل 2026
  • کد خبر: 11616
  • 61 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • چاپ این مطلب

رئیس مرکز تبیان افغانستان طی سخنانی در همایش «بر مدار ولایت؛ پیام‌ها و پیامدها» ضمن تأکید بر اهمیت ولایت‌مداری در اسلام، گفت: ولایت فقیه نه تنها اطاعت از دستورات الهی است، بلکه مسیری برای دستیابی به عزت و اقتدار فردی و اجتماعی مسلمانان به شمار می‌رود. وی با اشاره به مشکلات جوامع اسلامی، علت اصلی آن را فاصله گرفتن از دایره ولایت فقیه دانست و از مسلمانان خواست تا با تجدید بیعت با حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (حفظه‌الله)، در مسیر ولایت الهی گام بردارند.

خبرگزاری صدای افغان(آوا) – مشهد مقدس: همایش «بر مدار ولایت؛ پیام‌ها و پیامدها» به مناسبت بزرگداشت از مقام قائد شهید و تجدید بیعت با حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، با حضور اقشار مختلف مردمی و شخصیت‌های حقیقی و حقوقی، از سوی انجمن صنفی کسبه و بازاریان مهاجر افغانستان مقیم مشهد مقدس، شامگاه یکشنبه ۹ حمل/فروردین در حسینیه شهید مصباح (ره) برگزار شد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز فعالیت های فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان، در آغاز سخنان خود در این همایش، شهادت حضرت امام خامنه‌ای را به محضر حضرت امام مهدی(عجل‌ الله تعالی فرجه‌الشریف) و نائب ایشان حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای و حاضرین در مراسم تسلیت گفت و به‌ ویژه به مقام شهید امام خامنه‌ای اشاره کرد. وی سپس به جایگاه ولایت در دین اسلام و ارتباط آن با زندگی مسلمانان پرداخت.

حسینی مزاری ضمن اشاره به آیه‌ای از قرآن کریم که می‌فرماید: «یا أیها الذین آمنوا أَطیعُوا اللهَ و أَطیعُوا الرسولَ و أُولی‌الأمرِ مِنکم»، تأکید کرد که ولایت به‌ عنوان یکی از اصول بنیادی دین اسلام، به معنای پیروی از دستورات الهی و تبعیت از فرمان ولی‌ فقیه در عصر حاضر است. او افزود که ولایت‌مداری، در حقیقت قرار گرفتن در دایره اقتدار الهی است که موجب عزت و سعادتمندی در دنیا و آخرت خواهد شد.

حسینی مزاری در ادامه، مفهوم ولایت‌مداری را به‌ طور عمیق‌تر تبیین کرد و آن را به معنای قرار گرفتن در مسیر فرمان خداوند دانست. او توضیح داد که ولایت‌مداری نه تنها اطاعت از دستورات الهی است، بلکه به معنای پذیرش ولایت پیامبران، ائمه معصومین (علیهم‌السلام) و در نهایت ولی‌ فقیه به‌ عنوان نائب امام زمان (عج) است. این مسیر، در نهایت منجر به عزت و اقتدار فردی و اجتماعی می‌شود.

او تأکید کرد که جوامعی که در این مسیر قرار می‌گیرند، به دلیل ارتباط با ولی‌ فقیه، از جایگاه والایی برخوردار هستند و در دنیای اسلام، از موقعیت برجسته‌ای برخوردار خواهند بود.

یکی از بخش‌های مهم سخنان حسینی مزاری، طرح پرسشی بود که بسیاری از مسلمانان به آن توجه دارند: چرا با وجود تأکیدات دینی و آموزه‌های قرآن کریم، جوامع اسلامی در بسیاری از نقاط جهان با مشکلات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مواجه‌اند؟! چرا علی‌رغم ادعای پیروی از اسلام، جوامع اسلامی هنوز نتوانسته‌اند به آن عزت و اقتدار مطلوب دست یابند

وی با طرح این پرسش، پاسخ آن را در فاصله گرفتن از دایره ولایت فقیه دانست. حسینی مزاری گفت: اگر مسلمانان در عمل به دستورات الهی و رهنمودهای ولی‌ فقیه مقید می‌بودند، مشکلات موجود در جوامع اسلامی به این شدت نبود.

رییس مرکز تبیان در تحلیل علل این مشکلات، از فاصله گرفتن از ولایت فقیه به‌ عنوان مهم‌ترین عامل یاد کرد. به‌ ویژه در کشورهای اسلامی مانند افغانستان و ایران، او بیان کرد که بسیاری از مشکلات موجود ناشی از این است که افراد و جوامع اسلامی در دایره ولایت فقیه قرار ندارند یا به‌ درستی در مسیر آن حرکت نمی‌کنند.

وی افزود: اگر ما به‌ عنوان مسلمانان در محور ولایت قرار بگیریم، حتما از عزت و اقتدار برخوردار خواهیم شد، اما اگر این مسیر را رها کنیم، با مشکلات متعدد و بحران‌های داخلی و خارجی مواجه خواهیم بود.

حسینی مزاری در ادامه سخنان خود به اهمیت عمل به قرآن و فرامین الهی اشاره کرد و گفت: کسانی که از دستورات قرآن پیروی می‌کنند، به‌ طور طبیعی از ظلمت به سوی نور هدایت می‌شوند و در دنیای امروز، در شرایطی که بسیاری از جوامع اسلامی دچار بحران هستند، عمل به قرآن می‌تواند راهگشای بسیاری از مشکلات باشد.

او تأکید کرد که مسلمانان باید به دستورات الهی در زندگی فردی و اجتماعی خود توجه بیشتری داشته باشند تا از برکات قرآن بهره‌مند شوند و به سعادت دست یابند.

[حسینی مزاری در بخش دیگری از سخنان خود به نقد عملکرد برخی از نخبگان و روحانیون در ترویج و تثبیت جایگاه ولایت فقیه پرداخت. او با اشاره به برخی تجربیات خود در افغانستان، گفت که در برخی از مقاطع، نخبگان و شخصیت‌های مذهبی به‌ ویژه در افغانستان، نتواسته‌اند به‌ درستی ولایت فقیه را تبیین و از آن دفاع کنند.

او بیان کرد: علمای ما در این زمینه دچار ضعف‌های جدی بودند و به‌ ویژه در پیروی از ولایت فقیه و تأسیس مرجعیت، برخی از آنها با تعصب و وابستگی‌های سیاسی و اجتماعی، نتواستند جایگاه واقعی ولی‌ فقیه را تثبیت کنند.

حسینی مزاری در ادامه به فعالیت‌های مرکز تبیان اشاره کرد و گفت که این مرکز در راستای ترویج مرجعیت حضرت امام خامنه‌ای (قدس‌ الله نفسه الزکیه) و تقویت ولایت فقیه در افغانستان و ایران فعالیت کرده است. او از فشارهای اجتماعی و تهدیدات متعددی که مرکز تبیان در این مسیر متحمل شده سخن گفت و به حملات تروریستی که دفاتر این مرکز در هرات، کابل و مزار شریف به آن مواجه بوده‌اند، اشاره کرد. 

رئیس مرکز تبیان سپس به تبیین مفهوم «امام خامنه‌ای» در گفتمان سیاسی پرداخت و توضیح داد که استفاده از این عنوان نه تنها در ایران بلکه در افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی برای تبیین جایگاه رهبری ولی‌ فقیه ضروری است. او گفت: ما نخستین کسانی بودیم که از عنوان «امام خامنه‌ای» استفاده کردیم و در رسانه‌های بین‌المللی این عبارت را مطرح کردیم تا نشان دهیم که ولی‌ فقیه فراتر از مرزهای جغرافیایی برای تمام امت اسلامی معنای رهبری دارد.

حسینی مزاری بر ضرورت بازنگری در پیروی از ولایت فقیه تأکید کرد و گفت: ما باید اشتباهات گذشته را جبران کنیم. اگر در گذشته به‌ درستی از رهنمودهای ولی‌ فقیه استفاده می‌کردیم، امروز وضعیت افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی متفاوت بود.

او همچنین از مسلمانان خواست که با تجدید بیعت با ولی‌ فقیه، از این پس در مسیر هدایت‌گری و رهبری ایشان گام بردارند و برای ایجاد اصلاحات در سطح جهانی و ملی تلاش کنند.

حسینی مزاری با تأکید بر لزوم بیعت با حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، این بیعت را نه تنها به‌ عنوان یک حمایت، بلکه به‌ عنوان قرار گرفتن در مسیر ولایت الهی دانست. او هشدار داد که اگر غفلت از اصول ولایت فقیه ادامه یابد، مسلمانان به‌ ویژه در افغانستان و ایران با چالش‌های جدی روبرو خواهند شد.

وی افزود: «این بیعت با جانشین ولی‌ فقیه، بیعت با امام زمان (عج) و با قرآن است و باید از این مسیر با هوشیاری و مسئولیت‌پذیری بیشتری پیروی کنیم.»

متن کامل سخنان ریاست مرکز تبیان در این همایش به شرح ذیل است:
أعوذُ باللهِ مِنَ الشیطانِ الرجیم. بسمِ اللهِ الرحمنِ الرحیم. الحمدُ للهِ ربِّ العالمین و به نستعین. أمّا بعد، قالَ اللهُ تعالی فی کتابهِ الکریم: «یا أیها الذین آمنوا أَطیعُوا اللهَ و أَطیعُوا الرسولَ و أُولی‌الأمرِ مِنکم.»

تسلیت و طرح موضوع ولایت
ابتدا تسلیت می‌گویم شهادت مولای ما و مقتدای ما و قائد امت، شهید حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای (قدس ‌الله نفسه الزکیه) را به محضر حضرت امام مهدی (عج) و نائب ایشان حضرت آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای (حفظه‌الله) و شما عزاداران. این همایش، همایشی پرشکوه و مهم است و موضوع جلسه نیز موضوعی بسیار کاربردی بر مدار ولایت، پیام‌ها و پیامدهاست. طبعا صحبت حول این موضوع وقت زیادی می‌طلبد. من در این رابطه آیات و روایات متعددی یادداشت کرده‌ام که بایستی مطرح می‌شد، اما با توجه به ضیق وقت، امکان بررسی و پرداختن به همه این آیات نیست. با این حال، به طور خلاصه می‌توان گفت که ولایت اصلی از آنِ خدای متعال است.

مفهوم ولایت‌مداری و آثار آن
ولایت‌مداری یعنی قرار گرفتن در حوزه ولایت خدای متعال و اطاعت مطلق از او؛ عمل به اوامر و نواهی الهی و سپس پذیرش ولایت پیامبر و همین‌طور سایر ائمه معصومین علیهم‌السلام تا می‌رسد به امام زمان (عجل ‌الله تعالی فرجه الشریف). قطعا کسانی که در حوزه این ولایت قرار می‌گیرند، چنین افراد و جوامعی در دنیا از عزت، اقتدار و عظمت برخوردار خواهند بود و از اعتبار بسیار بالایی بهره‌مند می‌شوند و در آخرت نیز از سعادت برخوردار بوده و اهل بهشت خواهند بود.

پرسش از وضعیت جوامع اسلامی
قطعا این سؤال پیش می‌آید که اگر با خدا بودن و اطاعت از او این همه امتیاز و فضیلت دارد و چنین شرایط و شاخصه‌های مثبتی را به همراه می‌آورد، پس چرا وضعیت ما در شرایط موجود، گویای برخورداری از این شاخصه‌ها نیست؟! چرا هنوز جوامع اسلامی از عظمت لازم برخوردار نیستند؟! چرا کشورهای اسلامی از اعتبار شایسته بهره‌مند نیستند؟! ما می‌گوییم مسلمانیم؛ اگر مسلمان بودیم و عبادت خدا را به‌ جا می‌آوردیم و در حد توان خود به اوامر و نواهی الهی عمل می‌کردیم، پس این همه مشکلات، معضلات، دشمنی‌ها و ناهنجاری‌های فکری، فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی و سیاسی در همه ابعاد از کجا ناشی شده است؟!

علت اصلی: فاصله از عزت اسلامی
پاسخ سؤال روشن است: کسانی که تعبد مطلق داشتند و در محور ولایت خدا و ائمه معصومین علیهم‌السلام و در نهایت امام زمان (عجل ‌الله تعالی فرجه الشریف) و نائب ایشان، ولی ‌فقیه زمان، قرار داشتند، از عزت و عظمت برخوردار بودند؛ چه در ایران، چه در افغانستان و چه در سایر کشورها. اما کسانی که از این عزت بی‌بهره بودند و با مشکلات متعدد دست ‌و پنجه نرم می‌کردند، قطعا به ‌طور جدی در دایره ولایت قرار نداشتند یا اگر هم بودند، بخشی از اعمالشان به ‌درستی انجام نمی‌شد و این مسیر به‌ صورت نهادینه در زندگی آن‌ها جاری نبود. بنابراین، حتما مشکلاتی در عبادت، رفتار و گفتار ما وجود داشته است.

نقش عمل به قرآن در هدایت جوامع
قطعا عمل به احکام الهی و فرامین قرآن در زندگی انسان نور، برکت و هدایت به همراه می‌آورد. کسانی که بر اساس آیات و فرامین قرآن عمل می‌کنند، به تصریح قرآن، خدای متعال که ولی انسان‌هاست، آنان را از ظلمات بیرون می‌آورد و به سوی نور هدایت می‌کند؛ از ظلمت ترس، فقر، جاهلیت، ابهام، سرگردانی، ضعف و ده‌ها و صدها نوع تاریکی دیگر، به سوی روشنایی، ترقی و تعالی. پس طبعا ما باید به اعمال خود مراجعه کنیم و ببینیم چه چیزی باعث شده که نتوانیم به ‌نحو مطلوب از عمر گرانبهای خود بهره‌برداری کنیم.

جایگاه قائد امت رهبر شهید انقلاب اسلامی در عصر حاضر
اگر بخواهیم در این حوزه وارد شویم و مطالعات دقیق‌تری انجام دهیم، به بحث شخصیت شهید قائد امت می‌رسیم. ما در عصر خود ولی ‌فقیهی داشتیم به نام حضرت امام خامنه‌ای (قدس ‌الله نفسه الزکیه) که نائب امام زمان (عج) بود. ایشان در دوران خود یگانه بود؛ یگانه در عرفان، یگانه در علم اصول، یگانه در فقه، در سیاست، در اقتصاد، در اجتماع، در فرهنگ و در نهایت در مدیریت کلان جامعه. اگر امام خامنه‌ای (قدس‌ الله نفسه الزکیه) یکتا و بی‌نظیر نبود، نمی‌توانست در عصر خود انقلابی همچون انقلاب اسلامی ایران را رهبری کند.

رهبری انقلاب و چالش‌های آن
انقلابی که در نقطه‌ای از جهان با رهبری امام خمینی (رحمت‌الله علیه) به پیروزی رسید و با معضلات عدیده داخلی و خارجی مواجه بود؛ به ‌گونه‌ای که تمام دنیای کفر محارب علیه این انقلاب بودند و شب و روز توطئه و دسیسه می‌کردند. اما این شخصیت، به ‌عنوان ستون خیمه انقلاب، آن را به ‌سوی رشد، توسعه، گسترش و تأثیرگذاری در داخل و خارج هدایت و رهبری کرد. با این حال، از چنین شخصیتی بهره‌برداری نهادینه صورت نگرفت. اگر ما در زمان حیات آن امام از سفارشات، بیانات، رهنمودها و اوامر ایشان بهره می‌بردیم، بدون تردید امروز با این مشکلات مواجه نبودیم و جهان اسلام، جهانی مقتدر بود؛ به ‌گونه‌ای که امریکا و کشورهای غربی نمی‌توانستند سلطه‌گری کنند و دولت‌های به ‌ظاهر اسلامی نیز به مزدوری آنان درنمی‌آمدند.

نقد عملکرد در مبحث ولایت‌مداری
ما به‌ درستی از این شخصیت بهره‌برداری نکردیم و این، گناه و ضعف ما در بحث ولایت‌مداری است. اگر می‌گفتیم در مدار ولایت خدا قرار داریم، باید توجه می‌کردیم که خداوند در زمین نمایندگانی قرار داده است؛ از پیامبر اسلام (ص) تا امام علی علیه‌السلام و دیگر ائمه معصومین تا امام زمان (عج)، و برای امام زمان نیز نائب تعیین شده است. اگر به ولایت خدا معتقد هستیم، چرا نتوانستیم از ولایت امام خامنه‌ای بهره‌برداری کنیم؟! در طول سال‌ها بارها گفته شد که اگر به‌ دنبال ولایت خدا هستید، باید از ولایت فقیه پیروی کنید. اما برخی افراد، چه از روی جهالت و چه از روی وابستگی، می‌گفتند وقتی امام زمان هست، نیازی به واسطه نداریم؛ در حالی‌ که این سخن کاملاً انحرافی است.

ضرورت نیابت امام و نقد حوزه‌های علمیه
قطعاً ما به نائب نیاز داریم. اگر چنین نبود، چرا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای خود نواب خاص تعیین کرد؟! همان چهار نائب خاصی که پس از غیبت صغری انتخاب شدند و مردم از طریق آنان با امام ارتباط داشتند. بنابراین، بحث نیابت در مذهب ما کاملاً پذیرفته‌شده و قطعی است. اما متأسفانه بسیاری از مردم نتوانستند از این مسیر بهره‌برداری کنند و حرکت صحیحی داشته باشند. در این میان، بخشی از تقصیر متوجه حوزه‌های علمیه است؛ چرا که علمای حوزوی در ترویج مرجعیت و تبیین ولایت و فقاهت، دچار ضعف‌های جدی بوده و هستند.

نقد روحانیت و تجربه‌های میدانی
در سال‌های متمادی، من در این رابطه در کابل، مزار، هرات، قندهار و بامیان، در جاهایی که رفتم و صحبت کردم، بارها این مطالب را بیان کردم. آنقدر در این زمینه سخن گفتم که برخی گفتند آقای مزاری مخالف روحانیت است. در حالی‌ که من مخالف روحانیت نیستم، اما ضعف‌های روحانیت را باید بیان کرد. روحانیت و علمای حوزوی ما در این زمینه به‌ شدت دچار ضعف بودند؛ نه‌ تنها کوتاهی داشتند، بلکه برخی از این علما و شخصیت‌ها با این روند نیز مخالف بودند.
حتی کسانی که درباره ولایت فقیه و مرجعیت حضرت آقا سخن می‌گفتند، مورد تمسخر قرار می‌گرفتند.

فعالیت‌ها و هزینه‌های سنگین مرکز تبیان در مسیر ترویج خط ولایت
یکی از تشکل‌هایی که در بحث ترویج مرجعیت حضرت امام خامنه‌ای (قدس‌ الله نفسه الزکیه) فعالیت می‌کرد، ما بودیم. در افغانستان در این عرصه کار کردیم و در سطح ایران نیز فعالیت داشتیم. اما در این مسیر، مشکلات و فشارهای فراوانی را تحمل کردیم؛ از فشارهای تبلیغاتی و جنگ نرم گرفته تا حملات فیزیکی و تروریستی. دفتر هرات ما در سال ۱۳۹۳ منفجر شد، دفتر کابل در سال ۱۳۸۳ مورد حمله قرار گرفت، در سال ۱۳۹۶ نیز حمله دیگری در کابل رخ داد که ۵۲ نفر از همکاران ما شهید و بیش از ۱۴۰ نفر مجروح شدند. همچنین دفتر ما در مزار شریف در ۲۰ حوت ۱۴۰۱ هدف حمله انفجاری قرار گرفت و حدود ۴۰ نفر شهید و زخمی شدند. همه این‌ها در تقابل با این تفکر و در برابر این فرهنگ بود.

ایستادگی مرکز تبیان در برابر دشمن و نقدی بر عملکرد نخبگان
این رویه‌ای بود که مرکز تبیان در عرصه فعالیت‌های فرهنگی و فکری داشت و اینها حملات دشمن بود که ما با آن مواجه بودیم. البته این مسئله طبیعی است؛ وقتی در عرصه مبارزه حضور دارید، دشمن نیز بیکار نمی‌نشیند. ما در برابر دشمن ایستادگی کردیم، اما جای تأسف اینجاست که برخی افراد، شخصیت‌ها و حتی بخش‌هایی از جامعه اسلامی نیز ما را مورد آزار و اذیت قرار می‌دادند. البته از عموم مردم گلایه‌ای ندارم، زیرا تقصیر اصلی متوجه نخبگان و شخصیت‌های اثرگذار جامعه بود. در این رابطه چند نمونه را به‌ اختصار بیان می‌کنم.

نمونه اول: اختلاف بر سر مرجعیت
نخستین مورد، به سال ۱۳۷۱ باز می‌گردد؛ زمانی که حضرت آیت‌الله اراکی رحلت کردند و بحث مرجعیت آقا مطرح شد. جمعی از ما در منزل بنده گرد هم آمدیم تا درباره معرفی مرجع تقلید برای جامعه خود تصمیم بگیریم. در آن زمان نشریه‌ای به نام «گاهنامه فریاد عاشورا» داشتیم که تریبون تبلیغاتی ما محسوب می‌شد و نقش مهمی در فضای فرهنگی جامعه داشت. ۱۱ نفر از شخصیت‌های مؤثر جامعه گرد هم آمدیم و پس از بحث و بررسی، به این نتیجه رسیدیم که حضرت امام خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه الزکیه) به‌ عنوان مرجع تقلید معرفی شود. در این میان، یکی از افراد با ناراحتی مخالفت کرد، اما در نهایت ۱۰ نفر نظر مثبت دادند.

مخالفت و تمسخر رویکرد ما از سوی نخبگان
یکی از شخصیت‌های مطرح که اگر نامش برده شود برای شما نیز شناخته‌شده است، در ذیل امضای خود نوشت که نظرش مرجعیت سید محمد شیرازی است. پس از پایان جلسه، ما فعالیت خود را از طریق نشریه «فریاد عاشورا» آغاز کردیم و به ترویج مرجعیت آقا پرداختیم. اما همان فرد، در محافل مختلف با تمسخر و نیشخند با ما برخورد می‌کرد؛ در حالی‌ که خود را نزدیک بیت می‌گرفت و همچنان نیز مورد توجه قرار دارد و به‌ عنوان یک شخصیت به‌ اصطلاح ولایی و اندیشمند در جامعه شناخته می‌شود. این تنها یک نمونه از رفتار نخبگان جامعه بود.

اتهام‌زنی و سوءبرداشت‌ها
از این دست موارد در جامعه فراوان بود. زمانی که ما بحث «آیت الله العظمی» و سپس عنوان «امام» را مطرح کردیم، برخی ما را مسخره می‌کردند و می‌گفتند این‌ها مزدور هستند و بر اساس پول عمل می‌کنند. در حالی‌ که ما بر اساس شناخت، تفکر و اعتقاد وارد این عرصه شدیم و به‌ خوبی می‌دانستیم که این شخصیت از نظر علمی و جایگاه، فردی برجسته، اثرگذار و در زمره اعلم علماست.

نمونه دوم: سکوت معنادار علما
نمونه دیگر به سال ۱۳۸۹ در کابل بازمی‌گردد. در جلسه‌ای با حضور ۱۵ تا ۲۰ نفر از علما و شخصیت‌های برجسته، هر‌ کسی درباره یکی از بزرگان سخن گفت. برخی از این افراد از ایران برای تبلیغ به افغانستان آمده بودند. یکی از علما درباره شخصیتی سخن گفت و او را بسیار برجسته معرفی کرد. در اینجا بنده سؤال کردم که چرا درباره شخص آقا صحبتی نمی‌کنید؟! با کمال تعجب، همه سکوت کردند؛ نه تأیید کردند و نه رد، و هیچ سخنی نگفتند. این، وضعیت نخبگان ما در آن مقطع بود.

نمونه سوم: فشارهای داخلی و خارجی
نکته سوم این است که ما هم از سوی افراد جامعه خود تحت فشار بودیم و هم از سوی برخی مسئولان ایرانی. در سال ۱۳۸۹، یکی از مسئولان سفارت ایران پیامی به من رساند که روزنامه کیهان، با آن جایگاه تأثیرگذار، از تعبیر «امام خامنه‌ای» استفاده نمی‌کند، اما شما در کابل، با وجود حضور گسترده جریان‌های ضد دین و ضد ولایت فقیه، از این عنوان استفاده می‌کنید؛ بهتر است این رویه را متوقف کنید. در پاسخ گفتم که لازم نیست در همه مسائل، ایرانی‌ها مرجع باشند؛ در برخی مسائل باید مقلد باشند. ما اولین کسانی بودیم که از عنوان «امام خامنه‌ای» استفاده کردیم و این ادبیات را در نشریه خود به سه زبان و در سطح بین‌المللی ترویج دادیم.

تبیین مفهوم «امام» در گفتمان سیاسی
بارها در تهران و مشهد، شخصیت‌های مختلف به من می‌گفتند که از به‌ کار بردن عنوان «امام خامنه‌ای» صرف‌ نظر کنم. اما ما این موضوع را بر اساس یک تفکر و مبنای اعتقادی مطرح کردیم. در سال ۱۳۹۰، در مصاحبه‌ای با روزنامه قدس، در پاسخ به این سؤال که چرا از این عنوان استفاده می‌کنید، گفتم: وقتی از «رهبر» استفاده می‌کنید، این واژه در کنار «ملت» معنا پیدا می‌کند و مفهومی مدرن و ساخته غرب است و محدود  به مرزهای ملی می شود. اما واژه «امام» ریشه قرآنی دارد و به مفهوم «امت» گره خورده است. بنابراین، وقتی می‌گوییم «امام خامنه‌ای»، یعنی رهبری که فراتر از مرزهای جغرافیایی، برای امت اسلامی معنا دارد و شامل ما در افغانستان، لبنان، فلسطین و سایر نقاط جهان نیز می‌شود.

ضعف نخبگان و تأثیرپذیری از فضای غربی
به هر حال، این مشکلات و معضلات متأسفانه در سطح جامعه ما وجود داشت. علمای ما، روحانیت ما، دانشگاهیان ما و اساتید دانشگاه ما در این زمینه به‌ شدت ضعف داشتند و کوتاهی کردند. عده‌ای نیز تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار گرفته بودند. بحث ۲۰ سال سلطه غرب در افغانستان، مسئله‌ای ساده و کم‌اهمیت نبود؛ غربی‌ها به‌ طور جدی روی افکار مردم کار کرده بودند، چه در میان حوزویان، چه دانشگاهیان و چه سایر اقشار. این تأثیرگذاری به‌ گونه‌ای بود که بسیاری از افراد تحت تأثیر فضای غربی و فضای مسموم تبلیغاتی ایجادشده در افغانستان قرار گرفتند.

پیامدهای غفلت از برکات شخصیت شهید امام خامنه‌ای در جهان اسلام
متأسفانه این وضعیت در سطح ایران نیز وجود داشت و به‌ صورت گسترده دیده می‌شد. از این شخصیت و از تفکر و اندیشه ایشان بهره‌برداری لازم صورت نگرفت. به همین دلیل، جامعه اسلامی به‌ شدت در معرض فشار قرار گرفت. به‌ ویژه در یک سال اخیر، امت اسلامی ضربات سنگینی را متحمل شده است. در جنگ ۱۲ روزه، چه تعداد از شخصیت‌های بزرگ به شهادت رسیدند و در وقایع ۱۸ و ۱۹ جدی/دی، چه تعداد از انسان‌های مؤمن و انقلابی از دست رفتند و چه خساراتی به کشور وارد شد.

شهادت رهبر و بیداری پس از آن
در همین روند، شاهد آن بودیم که شخصیتی در تراز جهانی، یعنی حضرت امام خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه الزکیه)، به شهادت رسید. این پرسش مطرح است که چرا وضعیت مسلمانان به جایی برسد که امام آنان به چنین سرنوشتی دچار شود و ناگزیر در خط مقدم حاضر شود و خون خود را فدا کند تا بیداری عمیق و گسترده‌ای ایجاد شود. البته اکنون در ایران، افغانستان و حتی در سطح جهان، نوعی بیداری شکل گرفته است و بسیاری تازه این شخصیت را شناخته‌اند. برخی در مصاحبه‌ها اذعان می‌کنند که پیش از این شناخت درستی نداشتند و تصورات نادرستی از ایشان در ذهنشان شکل گرفته بود. با این حال، هنوز هم افرادی از میان علما و شخصیت‌ها هستند که واکنشی نشان نداده‌اند و سکوت کرده‌اند که این خود نشانه‌ای از ضعف فکری در جامعه اسلامی است.

لزوم بازنگری و جبران گذشته
برادران، ما امشب اینجا جمع شده‌ایم تا از این شخصیت، یعنی حضرت امام خامنه‌ای (قدس‌الله نفسه الزکیه)، تجلیل کنیم و از شاخصه‌های ایشان یاد کنیم؛ هرچند فرصت کافی برای بررسی عمیق ابعاد شخصیتی ایشان وجود ندارد و حتی اگر ساعت‌ها و روزها و هفته ها درباره ایشان سخن گفته شود، باز هم کم است. امیدواریم همه ما به این نتیجه رسیده باشیم که در گذشته در زمینه پیروی از ولایت فقیه دچار اشتباهاتی بوده‌ایم. اگر چنین اشتباهاتی نبود، وضعیت افغانستان و حتی ایران به این شکل نبود. هرچند امروز بیداری‌هایی شکل گرفته و جبهه اسلامی با قدرت در برابر غرب ایستاده است، اما هزینه‌های سنگینی نیز پرداخت شده و شخصیت‌های بزرگی از دست رفته‌اند.

هزینه‌های سنگین و از دست دادن نخبگان
شخصیت‌هایی که از دست رفتند، هر یک ارزشی به‌ اندازه یک دنیا داشتند؛ از جمله شخصیت‌هایی مانند لاریجانی، دانشمندان، فرماندهان و علمایی که در این مدت به شهادت رسیدند. این خسارات، نتیجه ضعف‌ها و کوتاهی‌های ما بوده است. ما امشب گرد هم آمده‌ایم تا به روح پاک شهید قائد امت درود بفرستیم و با ایشان عهد ببندیم که راهشان را ادامه خواهیم داد؛ این‌ بار بدون شک، بدون سستی و بدون غفلت.

بیعت و معنای عمیق آن
ما با جانشین ایشان، حضرت آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای حفظه الله، بیعت می‌کنیم. اینجا بحث صرفا حمایت نیست، بلکه بیعت است و بیعت شرایط خاص خود را دارد. بیعت با ایشان، در این نگاه، بیعت با امام زمان، با ائمه معصومین، با پیامبر خدا، با حضرت فاطمه زهرا (س) و با قرآن تلقی می‌شود و به‌ معنای قرار گرفتن در مسیر ولایت الهی است.

هشدار نسبت به تکرار اشتباهات گذشته
اهمیت این موضوع به‌ اندازه‌ای است که باید کاملا هوشیار باشیم. اگر دنیا و آخرت را می‌خواهیم، باید در این مسیر قرار بگیریم و بر اساس رهنمودهای ولی‌ فقیه عمل کنیم. نباید اشتباهات گذشته تکرار شود و نباید همان بی‌توجهی‌ها دوباره رخ دهد. اگر غفلت کنیم، بدون تردید با آسیب‌های جدی دنیوی و اخروی مواجه خواهیم شد.

دعوت به بیداری و مسئولیت‌پذیری
امیدواریم خدای متعال این توفیق را به همه ما، به همه مسلمانان، چه ایرانی و چه افغانی، عطا کند که هوشیارتر و جدی‌تر از گذشته باشیم و به‌ عنوان پیروان صادق، در صحنه مبارزه حضور فعال داشته باشیم و وظایف خود را به‌ درستی انجام دهیم. باید برای اصلاح وضعیت افغانستان، ایران و کل امت اسلامی تلاش کنیم و در مسیر ساختن دنیا و آخرت خود گام برداریم.

تأکید بر عمل، وحدت و حضور در صحنه
برادران، باید در صحنه حضور داشته باشیم؛ تنها با حرف، شعار یا دعا خواندن کاری پیش نمی‌رود. دعاهایی مانند دعای ندبه، دعای کمیل و دعای توسل زمانی اثرگذار خواهند بود که نتیجه آن‌ها حضور عملی در صحنه و تربیت نیرو برای دین و مکتب باشد. همچنین باید از هرگونه رفتار و گفتاری که موجب تفرقه و نفاق میان شیعه و سنی یا میان سایر گروه‌ها می‌شود، پرهیز کنیم و در مسیر وحدت و انسجام جامعه گام برداریم. بیش از این وقت عزیزان را نمی‌گیرم و امیدوارم خدای متعال توفیق بیشتری برای حرکت در مسیر ائمه معصومین، به‌ ویژه امام زمان (عج)، به ما عنایت فرماید و ما را در زمره یاران ایشان قرار دهد.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

برچسب ها: