نامه ۵۳ نهج البلاغه(۸)
از امام علی علیه السلام، عنوانی مالک اشتر، حاکم جدید مصر
رجوع به کتاب و سنّت
وَارْدُدْ اِلَی اللّهِ وَ رَسُولِهِ ما یضْلِعُک مِنَ الْخُطُوبِ، وَ یشْتَبِهُ
جایی که کارها بر تو مشکل شود و در اموری که برایت شبهه حاصل گردد حلّ آن را به
عَلَیک مِنَ الاْمُورِ، فقَدْ قالَ اللّهُ سُبْحانَهُ لِقَوْم اَحَبَّ اِرْشادَهُمْ:
خدا و پیامبرش ارجاع ده، که خداوند به مردمی که هدایتشان را علاقه داشته فرموده:
«یا اَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اَطیعُوا اللّهَ وَ اَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولِی الاْمْرِ
«ای کسانی که ایمان آورده اید، خدا و پیامبر و اولی الامر
مِنْکمْ، فَاِنْ تَنازَعْتُمْ فی شَیء فَرُدُّوهُ اِلَی اللّهِ وَ الرَّسُولِ».
از خودتان را اطاعت کنید، و اگر در برنامه ای اختلاف کردید حکمش را به خدا و رسول بازگردانید».
فَالرَّدُّ اِلَی اللّهِ الاْخْذُ بِمُحْکمِ کتابِهِ، وَ الرَّدُّ اِلَی الرَّسُولِ الاْخْذُ
بازگردان به خدا قبول آیات محکم او، و ارجاع به رسول پذیرفتن سنّت اوست که جمع کننده
بِسُنَّتِهِ الْجامِعَهِ غَیرِ الْمُفَرِّقَهِ.
همگان بر یک رأی است و پراکنده نیست.
قاضیان
ثُمَّ اخْتَرْ لِلحُکمِ بَینَ النّاسِ اَفْضَلَ رَعِیتِک فی نَفْسِک، مِمَّنْ
برای قضاوت بین مردم برترین شخص نزد خودت را انتخاب کن، کسی که امور قضاوت
لاتَضیقُ بِهِ الاْمُورُ، وَ لا تُمْحِکهُ الْخُصُومُ، وَ لا یتَمادی فِی الزَّلَّهِ،
او را دچار تنگنا نکند، و برخورد مدعیانِ پرونده وی را گرفتار لجبازی ننماید، و در خطا پافشاری نورزد،
وَ لایحْصَرُ مِنَ الْفَیءِ اِلَی الْحَقِّ اِذا عَرَفَهُ، وَ لاتُشْرِفُ نَفْسُهُ عَلی
و هنگام شناخت حق از بازگشت به آن درنماند، و درونش به طمع
طَمَع، وَ لایکتَفی بِاَدْنی فَهْم دُونَ اَقْصاهُ، وَ اَوْقَفَهُمْ فِی الشُّبُهاتِ،
میل نکند، و در رسیدن به حقیقت مقصود به اندک فهم اکتفا ننماید، و درنگش در شبهات از همه بیشتر باشد،
وَ آخَذَهُمْ بِالْحُجَجِ، وَ اَقَلَّهُمْ تَبَرُّماً بِمُراجَعَهِ الْخَصْمِ، وَ اَصْبَرَهُمْ
و دلایل را بیش از همه به کار گیرد، و از رفت و آمد نزاع کنندگان کمتر ملول شود، و در کشف امور
عَلی تَکشُّفِ الاْمُورِ، وَ اَصْرَمَهُمْ عِنْدَ اتِّضاحِ الْحُکمِ، مِمَّنْ
از همه شکیباتر، و در وقت روشن شدن حکم از همه قاطع تر باشد، کسی که ستایش مردم او را
لایزْدَهیهِ اِطْراءٌ، وَ لایسْتَمیلُهُ اِغْراءٌ، وَ اُولئِک قَلیلٌ.
دچار خودبینی نکند، وتمجیدوتعریف او را به تعریف کننده مایل ننماید، که آراستگان به این صفات درجامعه اندکند.
ثُمَّ اَکثِرْ تَعاهُدَ قَضائِهِ، وَافْسَحْ لَهُ فِی الْبَذْلِ ما یزیلُ
قضاوت قاضی را هرچه بیشتر بررسی کن، و در پرداخت مال به او گشاده دست باش آن مقدار که نیازش را
عِلَّتَهُ، وَ تَقِلُّ مَعَهُ حاجَتُهُ اِلَی النّاسِ، وَ اَعْطِهِ مِنَ الْمَنْزِلَهِ لَدَیک
برطرف کند، و احتیاجش به مردم کم شود، و آنچنان مقامش را نزد خود بالا بر که از نزدیکانت
ما لایطْمَعُ فیهِ غَیرُهُ مِنْ خاصَّتِک، لِیأْمَنَ بِذلِک اغْتِیالَ الرِّجالِ لَهُ
احدی در نفوذ به او طمع ننماید، تا از ضایع شدنش به توسط مردم نزد تو در امان
عِنْدَک. فَانْظُرْ فی ذلِک نَظَراً بَلیغاً، فَاِنَّ هذَا الدّینَ قَدْ کانَ اَسیراً فی
بماند. در زمینه انتخاب قاضی از هر جهت دقت کن دقّتی بلیغ و رسا، که این دین اسیر دست
اَیدِی الاْشْرارِ، یعْمَلُ فیهِ بِالْهَوی، وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا.
اشرار بود، در آن به هوا و هوس عمل می کردند، و وسیله دنیاطلبی آنان بود.
رسیدگی به کار کارگزاران
ثُمَّ انْظُرْ فی اُمُورِ عُمّالِک، فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِباراً، وَ لاتُوَلِّهِمْ
سپس درامور کارگزاران حکومتت دقت کن و آنان را پس از آزمایش به کار گیر، از راه هوا وهوس
مُحاباهً وَ اَثَرَهً، فَاِنَّهُما جِماعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ و الْخِیانَهِ.
و خودرأیی آنان را به کارگردانی مگمار، زیرا هوا و هوس و خودرأیی جامع همه شعبه های ستم و خیانت است.
وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ اَهْلَ التَّجْرِبَهِ وَ الْحَیاءِ، مِنْ اَهْلِ الْبُیوتاتِ الصّالِحَهِ
از عمّال حکومت کسانی را انتخاب کن که اهل تجربه و حیاءاند، و از خانواده های شایسته
وَ الْقَدَمِ فِی الاِْسْلامِ الْمُتَقَدِّمَهِ، فَاِنَّهُمْ اَکرَمُ اَخْلاقاً، وَ اَصَحُّ
و در اسلام پیش قدم ترند، چرا که اخلاق آنان کریمانه تر، و خانواده ایشان
اَعْراضاً، وَ اَقَلُّ فِی الْمَطامِعِ اِشْرافاً، وَ اَبْلَغُ فی عَواقِبِ الاْمُورِ نَظَراً.
سالم تر، و مردمی کم طمع تر، و در ارزیابی عواقب امور دقیق ترند.
به کانال ما بپیوندید و در جنگ نرم تنها نظاره گر نباشید و لطفا رسانه باشید و این پست را منتشر کنید؛
https://t.me/hosainimazari
