حجتالاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری، رئیس مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان افغانستان، شامگاه دوشنبه در همایش «جایگاه فقهی حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای(حفظهالله تعالی) و ضرورت نگارش رساله عملیه» در مشهد مقدس، با ابراز تأسف از فرصتسوزیهای گذشته در پیروی از رهبری قائد شهید(قدس الله نفسه الزکیه)، شرایط کنونی جهان اسلام را «تاوان سنگین» آن کوتاهیها توصیف کرد. وی با تأکید بر شخصیت «ترکیبی» ولی امر جدید که واجد ویژگیهای امام خمینی (ره)، امام خامنهای (ره) و شهید سلیمانی(ره) دانسته شد، از عموم علما و نخبگان خواست تا با عبرت از گذشته، در تثبیت خط ولایت، فعالتر عمل کنند. محور اصلی این سخنرانی، درخواست مصرّانه از آیتالله امام سید مجتبی خامنهای برای تدوین و نشر رسالهٔ عملیه بهمنظور تثبیت مرجعیت ایشان و سیراب ساختن مشتاقان این مسیر عنوان شد.
خبرگزاری صدای افغان(آوا) [1] ـ مشهد مقدس: متن کامل سخنرانی حجتالاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری، رییس مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان، شامگاه دوشنبه ۳۱ حمل/فروردین، همزمان با دههٔ کرامت، در همایش «حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای و جایگاه فقهی ایشان و ضرورت نگارش رسالهٔ عملیه»، با حضور علما و شخصیتهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور در دفتر نمایندگی این مرکز در شهر مشهد مقدس به شرح زیر است:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین و افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد.
قصد سخنرانی مفصل ندارم و صرفاً به ذکر این نکته بسنده میکنم که همگی ما داغدار هستیم؛ داغدار شهادت شخصیتی همچون قائد شهید، حضرت امام خامنهای(قدس الله نفسه الزکیه). شخصیتی که به گفتهٔ حضرت آیتالله مصباح یزدی، مقام و موقعیت حضرت امام خمینی (رحمتالله علیه) محفوظ، ما در تاریخ پس از ائمهٔ معصومین (علیهم الصلاه و السلام)، شخصیتی در تراز امام خامنهای نداشتهایم.
ما در عصر چنین شخصیتی زندگی کردیم و خداوند متعال نعمتی بزرگ را برای مسلمانان و حتی برای بشریت آزادیخواه عطا فرموده بود.
کوتاهی در بهرهبرداری از وجود قائد شهید و عوامل آن
اما آنچه جای تذکر و تأکید دارد، این است که ما نتوانستیم از وجود چنین شخصیتی به نحو مطلوب بهرهبرداری نماییم و بر اساس نصایح، ارشادات، فرمایشات و فرمانهای ایشان عمل کنیم. این نقیصه یا در اثر توطئه و تلاش دشمن بود ـ زیرا حقیقتاً دشمن در طول حیات ایشان، در راستای تخریب و تضعیف ایشان تمرکز داشت ـ یا به دلیل ترس مسلمانان از دشمن، بهرهبرداری شایسته صورت نگرفت و گاه نیز حسادتها و گاه جهالت و بیخبری نسبت به ابعاد شخصیتی ایشان، مانع از پیروی مطلوب میشد. حقیقتاً ما در زمان حیات ایشان با مشکلات بسیار زیادی مواجه بودیم.
.jpg)
پیامدهای عدم پیروی از رهبری و تاوان سنگین آن
بحث در خصوص دشمن را کنار میگذارم. در سطح خود مسلمانان و دوستان نیز کوتاهیهای بسیار جدی در پیروی از ایشان وجود داشت.
پیامد این وضعیت و پیامد عدم پیروی، شرایط کنونیای است که ما بدان گرفتار آمدهایم. اگر ما و جمیع مسلمین و آزادیخواهان از این شخصیت بزرگ پیروی میکردیم، قطعاً جهان اسلام و جهان بشریت آزادیخواه، جهانی قدرتمند و با عظمت میبود. از وقوع جنگ که بگذریم، حتی سایهٔ جنگ نیز به سوی جهان اسلام بازنمیگشت؛ چهرسد به اینکه ما سالیان متمادی است که درگیر جنگ هستیم. بهویژه در شرایط موجود، ما بهای بسیار سنگینی ـ که شاید نتوان آن را بها نامید بلکه تاوانی سنگین ـ به دلیل عدم پیروی پرداختهایم. تاوانی که حتی به شهادت خود آقا، شهادت شخصیتهای بسیار بزرگ، شهادت اندیشمندان، شهادت فرماندهان بسیار بزرگ، شهادت هزاران مرد و زن مؤمن و تخریب گستردهٔ زیرساختها انجامید.
طبیعی است هنگامیکه یک جمعیت و اجتماع به سخن امام و رهبر خویش گوش فرا ندهد، آن هم امامی که تمامی رفتار و گفتارش منطبق با دستورات الهی، قرآن و ائمهٔ معصومین (علیهم الصلاه و السلام) است و ارشاداتش نیز مبتنی بر اوامر خداوند در قرآن و سفارشات معصومین میباشد، پیامد چنین گناه و معصیتی، شرایط امروز خواهد بود.
بیداری پس از شهادت و حسرت از دستدادن نعمت
گرچه پس از شهادت ایشان، آگاهی و بیداری گستردهای پدید آمد. پس از شهادت، تازه بسیاری دریافتند که چه شخصیتی را از دست دادهایم؛ چه بزرگمردی را از کف دادهایم. اما این بیداری و آگاهی به چه قیمتی حاصل شد؟! به قیمت از دست دادن ایشان و به قیمت این همه خونهایی که ریخته شد. نباید کار به اینجا میکشید.
اما اکنون چنین شده است و ما شخصیت بزرگی را از دست دادهایم و به همین دلیل، جامعهٔ اسلامی و جامعهٔ انسانی، بهشمول همهٔ ما که در اینجا حضور داریم، حقیقتاً داغدار هستیم.
اما خداوند را شاکریم که پس از شهادت ایشان، شخصیت تراز دیگری بهعنوان ولی امر معرفی گردید.
شخصیت ترکیبی حضرت آیتالله امام سید مجتبی خامنهای
شخصیت حضرت امام سید مجتبی خامنهای(حفظه الله تعالی) نیز شخصیتی بسیار برجسته و ورزیده است. به اعتقاد بنده، شخصیت ایشان شخصیتی ترکیبی است. چند شب پیش در جلسهٔ مدرسهٔ قائم و نیز در چند نوشتار دیگر عنوان کردم که خصوصیات سه شخصیت بزرگ در وجود ایشان نهادینه شده است: خصوصیات حضرت امام خمینی (رحمتالله علیه)، خصوصیات قائد شهید حضرت امام خامنهای (رحمتالله علیه) و خصوصیات شهید سلیمانی رحمت الله علیه. این خصوصیات از این سه شخصیت در وجود حضرت امام سید مجتبی خامنهای نهادینه شده است و قطعاً این ترکیب، شخصیتی بسیار برازنده و برجسته از ایشان ارائه خواهد کرد. در ماهها و سالهای آینده شاهد خواهیم بود که چه شخصیت بزرگ دیگری بهعنوان رهبر انقلاب تعیین شده است.
.jpg)
وظیفهٔ ما چیست؟! لزوم درسآموزی از گذشته
اکنون پرسش این است: وظیفهٔ ما چیست؟!
وظیفهٔ ما این است که از گذشته درس عبرت بگیریم. اگر در قبال شخصیت امام خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه) جدی و پیرو بودهایم، اکنون باید جدیتر شویم. اگر دچار انفعال بودهایم، باید فعال گردیم. اگر سستی و بیحالی داشتهایم، باید جدیت پیشه کنیم. در این رابطه، همگی ما موظفیم. بهویژه علمای اعلام که رهبران و پیشتازان جامعهٔ ما در داخل و خارج هستند، باید در زمینهٔ تبیین، توضیح و روشنسازی ابعاد شخصیتی این بزرگوار بهطور جدی کار کنند تا جامعهٔ ما بهعنوان پیروان خالص و مخلص درآمده و عمل نمایند و بدینترتیب، بتوانیم در راستای کسب اقتدار و عظمت خود مؤثر واقع شویم.
اگر بار دیگر اشتباهات گذشته را مرتکب شویم و همان رفتاری که با شخصیت قائد شهید داشتیم با این شخصیت نیز تکرار گردد، قطعاً آسیبهای بسیار جدی متوجه ما خواهد شد.
تحولات پس از شهادت و تأسف از نامهربانیهای گذشته
امروز به قیمت خون قائد شهید، شاهد تحول بسیار بزرگی در داخل، خارج و سطح بینالملل هستیم. حقانیت این آقا و حقانیت این خون و خون سایر شهدا سبب شده است که امروز جامعه بیدارتر شود و ایرانیان بیش از گذشته جدیت به خرج دهند.
البته در داخل ایران نیز نامردیهای بسیاری در قبال رهبر انقلاب صورت میگرفت. ما از طریق رسانهها شاهد سخنرانیهایی در مجالس و محافل از سوی برخی شخصیتها بودیم. در این اواخر کلیپهایی منتشر میشود که وقتی انسان آن کلیپها را میبیند و ملاحظه میکند چه میزان نامهربانی در برابر این بزرگوار صورت گرفته است، دل آدم به درد میآید و بهشدت متأثر میگردد.
امیدوارم که در آینده گرفتار چنین اشتباهات و مشکلاتی نشویم و رابطهٔ خود را با ولی امر، مستحکمتر نماییم.

تحلیل آیتالله مصباح یزدی از خط ولایت و ارادهٔ الهی
چند سال پیش، گمان میکنم در سال ۱۳۹۸، با حضرت آیتالله مصباح یزدی دیداری داشتیم. ایشان در آن دیدار همان سخنی را که در ابتدای سخنانم نقل کردم، در مورد شخصیت قائد شهید (قدس الله نفسه الزکیه) بیان فرمودند. اما مطلب جدی دیگری که ایشان عنوان کردند ـ و البته ایشان شخصیتی بسیار بزرگ، عارف، فهیم و دانشمند بودند که شاید در حال حاضر نظیر ایشان را نداشته باشیم ـ این بود که به مدت ۵۵ دقیقه پیرامون بحث ولایت فقیه سخن گفتند. نتیجهٔ کلام ایشان این بود که تمامی تحولات و تطوّراتی که خداوند متعال در عالم هستی سازماندهی میکند، در مسیر تثبیت خط ولایت است. دنیا بالا و پایین برود، تمامی استکبار دستبه دست هم دهند و هر غلطی که میخواهند بکنند، بکنند اما در نهایت ارادهٔ خداوند بر این تعلّق گرفته که خط ولایت جا بیفتد: ولایت خدا، ولایت قرآن، ولایت پیامبر و ائمهٔ معصومین (علیهم السلام) و در نهایت ولایت امام زمان (عج) و ولایت فقیه که استمرار ولایت انبیاست و اولیا خدایت. این ولایت سرانجام تثبیت خواهد شد و جا خواهد افتاد و حکومت عدل الهی در سطح روی کره زمین برقرار خواهد گردید.
بنابراین، وقتی اراده و عزم خداوند متعال بر این امر استوار است، چرا ما بهعنوان بندگان خدا راه را گم کنیم و مسیر را به خطا بپیماییم؟! ممکن است هر یک از ما مقلد هر مرجعی باشیم و پیرو هر شخصیت بزرگواری باشیم، اما در بحث ولایت فقیه، همگی باید حساس بوده و این مسیر را برگزینیم.
خوشا به حال کسانی که از ابتدا در این مسیر بودهاند، بها دادهاند، خون دادهاند و تاکنون و در آینده نیز در این راه ثابتقدم بوده و خواهند ماند. قطعاً اگر ما نتوانیم جامعه را در این زمینه هدایت کنیم و مردم را روشن سازیم، تقصیر متوجه علما، بزرگان حوزههای علمیه، دانشمندان دانشگاهی و حوزوی است.
همگی باید در این رابطه تلاش نمایند تا خط ولایت در میان مردم ترویج و تبیین شود و مردم درک کنند که ولایت فقیه چیست، وظیفهٔ ما بهعنوان پیروان ولی فقیه چه میباشد و چگونه باید عمل کنیم. باید روشن شود که ما چه وظایفی داریم و ولی فقیه چه وظایفی بر عهده دارد.

ضرورت تدوین و نشر رسالهٔ عملیه
بنابراین، سخن را طولانی نمیکنم. خلاصهٔ سخن بنده این است که ابتدا خود ما باید رابطهٔ خویش را با این خط استوارتر و محکمتر بسازیم و سپس مردم را نیز در این مسیر جهتدهی و هدایت نماییم.
یکی از راههای برقراری ارتباط بهتر این است که حضرت امام خامنهای بهعنوان مرجع تقلید ظهور و بروز یابند و رسالهٔ عملیه را تدوین و منتشر فرمایند. در خصوص شخصیت علمی، فقهی و اجتهادی ایشان هیچ تردیدی وجود ندارد. هنگامیکه نام ایشان در شورای خبرگان رهبری مطرح میگردد، هیچ یک از حضرات در این سه بُعد تردید ندارند. اعضای شورای خبرگان رهبری جملگی فقهای عالم، عادل، انقلابی و دلسوز جامعه هستند. وظیفهٔ اعضای شورای خبرگان این نیست که یکباره شخصی را تعیین کنند. این حضرات سالها تحقیق و بررسی داشتهاند. وظیفهٔ شورای خبرگان «کشف» مجتهد و ولی فقیه است، نه «انتخاب» به معنای گزینش سلیقهای. وظیفهٔ ایشان کشف فرد واجد شرایط و سپس معرفی شخصی است که به این نتیجه رسیدهاند صلاحیت رهبری جامعهٔ اسلامی و قرار گرفتن در جایگاه ولی فقیه را داراست.
بنابراین، صلاحیت ایشان از این جهات قابل تردید نیست و همهٔ کسانی که با ایشان مرتبط بودهاند، شاگردانشان و شخصیتهایی که سالها در کنار این سید بزرگوار حضور داشتهاند، شهادت میدهند که ایشان در تراز انقلاب و مرجعیت شیعه قرار دارند. ما بهعنوان پیروان ولی فقیه و مشتاقان این خط، از همین تریبون از ایشان مصرّانه تقاضا داریم که در زمینهٔ تدوین و نشر رسالهٔ عملیه اقدام فرمایند و مشتاقان این مسیر را از این جهت سیراب سازند و زمینههای ارتباط با مرجعیت ایشان را فراهم نمایند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.