خبرگزاری صدای افغان(آوا) ـ تهران: عصر سه شنبه(۲۲سنبله/شهریور) نشست مجازی پیرامون “اشتراکات هویت فرهنگی ایران و افغانستان و شکست ملتسازی آمریکایی” با حضور و سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری، رئیس کل مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان و خبرگزاری صدای افغان(آوا) از سوی مرکز مطالعات راهبردی”ژرفا” به صورت پخش مستقیم از سایت این مرکز و شبکههای اجتماعی برگزار گردید.
ایران و ایرانیان پابه پای مردم افغانستان درگیر بحران بودهاند
حسینی مزاری، در ابتدا در مورد مشترکات هویت فرهنگی بین افغانستان و ایران صحبت نموده، بیان داشت: بحث اشتراکات فرهنگی و هویتی بین مردم افغانستان و ایران موضوع جدیدی نبوده و نیاز به بحث پر دامنه ای دارد که البته صحبت های زیادی هم در این رابطه صورت گرفته و مقالات متعددی نیز نوشته شده است.
به گفته وی، در طول سالهایی که در افغانستان بحران بوده، به نوعی ایران هم درگیر این بحران، از جهاد چهارده ساله و مبارزه قهرمانانه مردم افغانستان علیه شوروی ها گرفته تا شکست روسها، سپس برقراری دولت مجاهدین، همچنان حکومت پنج ساله طالبان و مقاومت علیه این گروه و در نهایت هم سقوط طالبان و آزادسازی افغانستان، شده است. طی بیست سال اخیر هم که مردم افغانستان درگیر بحران بوده، ایران و ایرانیان در مجموع پابه پای مردم افغانستان درگیر این بحران بودهاند.
اشتراکات فرهنگی و هویتی، یکی از مهمترین اشترکات بین مردم افغانستان و ایران است
رئیس کل مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان، با بیان اینکه افغانستان و ایران در حوزههای گوناگون و از زوایای مختلف، در اکثریت موارد باهم اشتراکاتی دارند و افتراقاتشان خیلی محدود می باشد، علاوه نمود: اشتراکات فرهنگی و هویتی یکی از مهمترین اشتراکات در بین مردم افغانستان و ایران می باشد که شکلدهنده هویت فرهنگی دو کشور است.
وی افزود: زبان یکی از مهم ترین مولفههای هویت فرهنگی میباشد. در افغانستان، زبان فارسی دری مهمترین زبان است و ۷۷ درصد مردم افغانستان به آن تکلم میکنند. طبعا این زبان در ایران هم رایج است و از این ناحیه ما اشتراکات زیادی با هم داریم.
به گفته حسینی مزاری، مولفه دیگر که خود ناشی از زبان می شود، بحث نظام “نام و نامگذاریها” می باشد و ما در نامگذاریها می بینیم که بین مردم افغانستان و مردم ایران اشتراکات زیادی وجود دارد و همینطور سایر مباحث و فعل و انفعالات از ناحیه زبان مثل ادبیات، شعر، هنر و رسانه.
وی خاطرنشان ساخت: اشتراکات به صورت حد اکثری بین ایران و افغانستان وجود دارد، به حدی که برخی از شخصیتهای بزرگ فرهنگی در افغانستان مثل مولانا جلال الدین بلخی، خواجه عبدالله انصاری، عنصری بلخی، انوری، دقیقی بلخی، ابوریحان البیرونی، عبدالقادر بیدل، امیرعلیشیر نوایی، عبدالرحمان جامی، رابعه بلخی، ناصر خسرو، سنایی غزنوی، کماالدین بهزاد، ملا فیض محمد کاتب، ابوعبید عبدالرحمن محمد جوزجانی، حمیدی بلخی و ابونصر فارابی و امثال آنها که هر کدام شان اشتراکات دیگری فرهنگی را بین کشورهای منطقه به وجود آوردند. این فرهیختگان با وصف اینکه در سرزمین افغانستان متولد شده، اما اشتراکات به حدی بالا، مهم، گسترده و عمیق است که ایرانیها نیز می گویند متعلق به آنها بوده و حتی پیرامون برخی شخصیتها مثل سید جمال الدین افغانی، تا هنوز کشمکش وجود دارد و هر دو کشور می گویند متعلق به آنهاست. این شخصیتها هم خودشان به نوعی افراد مشترک بودند و هم تولیدات و محتواهایی که از ناحیه آنها به وجود آمده، باعث ایجاد اشتراکات زیاد فرهنگی بین دو ملت شده است.
این فعال فرهنگی اجتماعی اظهار داشت: برخی رسم و رواج ها نیز مثل جشن نوروز، چهارشنبه سوری، شب یلدا و امثالهم در بین مردم ایران و افغانستان مشترک است و غذاهایی که طی این مناسبتها تهیه می شود نیز یک نوع می باشد.
مردم ایران و افغانستان در حوزه دینی و مذهبی نیز باهم مشترک هستند
رئیس کل مرکز فعالیتهای فرهنگی اجتماعی تبیان می گوید: مردم ایران و افغانستان در حوزه دینی و مذهبی نیز مشترک هستند و دین هر دو کشور اسلام و همچنان پیروان مذاهب اهل تشیع و اهل تسنن در هر دو کشور حضور دارند.
به گفته وی، اشتراکات مهم دیگری در عرصههای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی نیز بین دو کشور وجود دارد.
اشتراکات بین مردمان افغانستان و ایران بین هیچ کشور و ملتی به این میزان و گستردگی وجود ندارد
به گفته این عالم برجسته دینی: اگر بخواهیم همه حوزهها را به صورت دقیق بررسی کنیم، اولا فرصت خیلی زیادی نیاز دارد و ثانیا ما به نقاط اشتراکی بسیاری بر میخوریم که ما را به این نتیجه میرساند، اشتراکاتی که در بین مردم افغانستان و ایران وجود دارد، در کل دنیا و در میان هیچ کشور و ملتی به این میزان، گستردگی و عمق وجود ندارد. به همین خاطر وقتی ما در دو طرف مرز این مناسبات را بررسی میکنیم، میبینیم که بین ایران و افغانستان تقریبا همه چیز مشترک است و هیچ استثنایی برای یک کشور وجود ندارد.
وی تاکید کرد: این اشتراکات باعث می شود که تعاملات سیاسی و فرهنگی افغانستان و تحولات و تطوراتی که در ایران رخ میدهد، نگاه جهان و غرب را به سویشان جلب کند و چه در داخل، منطقه و چه در سطح بین الملل، درگیریهایی پیش بیاید، بر این اساس، این اشتراکات هم منافع و هم ضررهایی را برای هر دو کشور در پی دارد که البته ضرر، از ناحیه دشمن خواهد بود.
این فعال سیاسی تصریح نمود: در صورتی که طرفین بتوانند از این ظرفیتها استفاده خوب کنند، به نفع هر دو جانب تمام خواهد شد؛ لذا مردم افغانستان از ظرفیت ها و اشتراکاتی که در ایران وجود دارد، بهرهبرداری بکند و همینطور ایرانی ها هم از ظرفیت ها و اشتراکاتی که در افغانستان وجود دارد، میتوانند به خوبی بهرهبرداری کنند.
به گفته وی، اشتراکات فرهنگی بین دو ملت باعث شده که جمهوری اسلامی ایران تاثیرات خاص خود را در لابهلای زندگی اجتماعی، فکری، فرهنگی و سیاسی مردم افغانستان داشته باشد و این ارتباطات و تأثیرپذیری فرهنگی حتی قبل از کودتای کمونیستی در زمان داود خان و ظاهر خان و قبل از آن در بین مردم افغانستان بدون توجه به بحث قدرت و ساختار سیاسی آن مشهود بوده است.
مردم افغانستان در تعامل با ایران از ساختار قدرت و سیاستهای بیرونی تاثیرپذیری نداشته و ندارد
حسینی مزاری در پاسخ به اینکه آیا مردم افغانستان در زمینه ساختار قدرت و یا سیاستهای بیرونی، نیز متاثر شدند، گفت: اگر مردم افغانستان از ساختار قدرت و یا سیاستهای بیرونی تاثیرپذیری میداشتند، قطعا رابطهشان را با ایرانیها و منابع و مراجع ایرانی صددرصد قطع میکردند، اما اینطور نبود، زیرا که بحث مرجعیت برای مردم افغانستان در صدر مسایل دینی، مذهبی و مکتبی و حتی فراتر از مباحث دینی و مذهبی بوده و تعامل خیلی جدی بین مردم افغانستان و شهر های ایران مثل قم و حتی نجف با نهضت حضرت امام خمینی(ره) داشتند.
وی در رابطه با تعاملات و رفت و آمدهایی که بین مردم ایران و افغانستان وجود داشته، یادآور شد: حتی یادم میآید وقتی که مرحوم کافی در افغانستان آمده بود، از آن شخصیت ایرانی استقبال عظیم و گستردهای صورت گرفت، که به هم پیوستگی و به هم مرتبط شدن مردم افغانستان و ایران و همچنان اشتراکات فرهنگ دینی، سیاسی و اسلامیشان را نشان می دهد.
مردم افغانستان مستقیما از مبارزات امام خمینی(ره) تاثیر پذیرفتند
این فعال اجتماعی و فرهنگی با بیان اینکه مردم افغانستان مستقیما از مبارزات امام خمینی(ره) تاثیرپذیر شدند، علاوه نمود: عناصر افغانستانی شامل طلاب و علما مستقیما پیام های حضرت امام را به افغانستان میآوردند و در سطح دانشگاهها و حوزات علمیه توزیع میکردند. تفکر و خط امام از همان آغاز مبارزات حضرت امام خمینی(ره) در سطح افغانستان وجود داشت و مبارزات دینی و اسلامی مردم افغانستان قبل از کودتای کمونیستی با تأسی از حرکت امام خمینی رحمت الله علیه شکل گرفت.
به باور وی: اشتراکات گسترده بین ملت ایران و افغانستان نشانگر این موضوع است که اشتراکات فرهنگی واقعا در بافت های اجتماعی مردم افغانستان نفوذ و رسوخ کرده و بیشتر هم بحث تاثیرپذیری است، یعنی با توجه به بلوغ فعالیتهای فکری، فرهنگی و سیاسی در ایران توسط حضرت امام خمینی(ره) و سایر شخصیتهایی که شاگرد و پیرو ایشان بودند، جا داشت که مردم افغانستان هم از این بلوغ و قدرت و ظرفیت بهرهگیری بکنند، تا این که کودتای کمونیستی اتفاق میافتد و آهسته آهسته نزدیک شد به پیروزی انقلاب اسلامی ایران و همین مسئله باعث می شود که مبارزات مردم افغانستان جان و شکل تازه بگیرد و از حالت مقطعی و یا نقطعهای(زمانی و مکانی) به هم پیوست داشته و در سطح افغانستان سراسری شود.
تاثیرپذیری فرهنگی تنها در سطح مردم شیعه نبود و اهل سنت را نیز شامل می شود
حسینی مزاری در ادامه افزود: جالب اینجا است که این تاثیرپذیری تنها در سطح مردم شیعه افغانستان نبود، بلکه در سطح عموم مردم و شخصیت های جهادی اهل سنت نیز بود. در آن زمان شخصیت های جهادی اهل سنت از ما کتاب های مطالعاتی، چه کتابهای حضرت امام(ره) و یا سایر شخصیتها مثل شهید مطهری، شهید بهشتی و امثالهم را میخواستند و مطالعه می کردند. حتی در برنامههای آموزشیشان که نیروهای مبارز را آموزش میدادند، از این کتابها استفاده میکردند و با استناد به این کتب، مقاله می نویشتند، تا اینکه این تاثیرگذاری گسترش پیدا کرد.
به گفته وی، در طول چهارده سال جهاد مردم افغانستان، جبهات افغانستان با ایران خیلی نزدیک شد و شخص خودم در دوران جوانی که در مدرسه متوسطه سلطان غیاث الدین درس میخواندم، یکی از کسانی بودم که شیفته تفکر حضرت امام خمینی(ره) شدم و اصولا انگیزه فرهنگی و مبارزاتی من، از سخنرانیها و صحبتهای حضرت امام که از طریق رسانهها و سایر منابع میشنیدم، شکل گرفته است.
خصلت بیگانه ستیزی مردم افغانستان باعث شکست قدرتها شد
رییس مرکز تبیان در رابطه با خصلت بیگانهستیزی مردم افغانستان گفت: مردم افغانستان در طول تاریخ سرآمد این مسئله بودهاند؛ چه در جنگ با انگلیسیها و روسها در قرن نزدهم و بیستم و چه در قرن بیست و یکم در مبارزه با آمریکاییها این را ثابت کردند. مردم ما معمولا ارتباط دینی، فکری و مذهبی با ایرانیها داشتند. با توجه بر اینکه مفسرین دین، علما و مراجع بزرگوار هستند و در عصر ما که در رأس حضرت امام خمینی رحمتالله علیه بودند و سپس خلف صالح ایشان حضرت امام خامنهای(حفظالله تعالی)، طبیعی است که تاثیرگذاری عمیقی در رفتار اجتماعی و سیاسی مردم افغانستان داشته و در استکبار ستیزی آنها جدیت و وسعت ایجاد کرده و گسترش یافت. همین اشتراکات فرهنگی و هویتی باعث شد که مردم افغانستان از علمای بزرگی مثل حضرت امام خمینی(ره) و امام خامنهای(حفظ الله تعالی) و سایر منابع فکری و فرهنگی در ایران تاثیرپذیری داشته باشند که در نتیجه شکل و شمایل حرکت مردم افغانستان به صورت جدی سمت و سوی مقابله با استکبار گرفت، تا اینکه ما امروز شاهد اخراج آمریکاییها از افغانستان هستیم.
آمریکاییها در بحث ملتسازی در افغانستان شکست خوردند
حجت الاسلام والمسلمین حسینی مزاری در بخش دوم سخنانش پیرامون “علل شکست ملت سازی آمریکایی در افغانستان” صحبت نموده و افزود: گرچند آمریکاییها به افغانستان هجوم آوردند و با کمک به جبهه شمال و سایر نیروهای مقاومت، بساط طالبان را جمع کردند و شعارشان این بود که در افغانستان به خصوص ملتسازی باید اتفاق بیافتد و حاکمیتی با انتخاب خود مردم به وجود بیاید، اما در این مسیر، از یک سو به دنبال اهداف دیگر بودند و شعارهای آنها دروغی بیش نبود، و از سوی دیگر، در بحث ملتسازی شکست خوردند.
او تصریح نمود: اینکه آمریکاییها در بحث ملتسازی در افغانستان شکست خوردند، دو نگاه وجود دارد؛ یک نگاه این است که آمریکایی ها می خواستند در افغانستان ملتسازی بکنند، اما این ملتسازی مورد پذیرش جامعه افغانستان قرار نگرفت، در نتیجه آنها برای تحقق آمال و آرزوهایشان ناکام ماندند. این که مردم افغانستان در برابر وعدههای آمریکاییها مقاومت کردند و آن را نپذیرفتند، به دلیل این بود که میخواستند ملتسازی به سبک خود شان در افغانستان ایجاد شود تا اهداف و آرزوهای خودشان را اعمال کنند. ملتسازی به سبک آمریکاییها ایجابات و الزامات خود را داشت و آن ایجابات و الزامات اصلا در جامعه دینی، مذهبی و فرهنگی مردم افغانستان نه تنها جایگاه و پایگاهی نداشت، بلکه حساسیتها و عصبیتها علیه این ایجابات تحریک شد.
این فعال فرهنگی اجتماعی در یک مثال خاطرشان کرد: یکی از ایجابات ملت سازی آمریکایی، دموکراسی است. اما نه دموکراسی روشی به معنای اشتراک مساعی مردم جهت تعیین سرنوشت سیاسی شان، بلکه دموکراسی ارزشی که طبعا سبک زندگی لیبرال دموکراسی غربی و بی بند و باری های اجتماعی و فاصله از ارزشهای الهی را در پی دارد.
وی افزود: یا سکولاریزم از دیگر ایجابات دموکراسی غربی است که اگرچه دموکراسی سیاسی نیز برای یک جامعه اسلامی مشکل ساز است چون بحث جدایی دین از سیاست را ترویج و اجرایی می کند، اما منظور غرب به صورت جدی تر دموکراسی فلسفی است که ضدیت با اسلام و معنویات و احکام دینی را در پی دارد.
به گفته حسینی مزاری، یا آزادی بیان غربی از دیگر ایجابات ملت سازی آمریکایی است که قطعا با نگاه اسلام و مذاهب دینی در تضاد جدی قرار می گیرد.
وی تصریح نمود: طبیعی به نظر می رسد که یک چنین نگاهی در راستای ملت سازی محقق نشود و نه تنها مورد قبول ملت مسلمان افغانستان قرار نگیرد بلکه در برابر آن مقاومت و مبارزه در پیش گرفته شود. ازین رو است که آمریکایی ها برای دستیابی به این هدف ناموفق تبارز می کنند.
رییس مرکز تبیان پیرامون نگاه دوم نیز خاطرنشان کرد: نگاه دیگر این است که اصولا آمریکایی ها به هدف ملت سازی در افغانستان، کشورمارا مورد تهاجم قرار نداد تا بگوییم در این امر توفیقاتی نداشته اند، بلکه آمریکایی ها مهمتر از افغانستان کشورهای بزرگ منطقه را مورد نظر داشته تا از افغانستان به عنوان سکو علیه این کشورها بهره برداری کنند.
